عنوان وساطت و مرآتيّت و آيتيّت پيوسته در ذهن و در مدّ نظر باشد .
و در حقيقت باز هم خداوند را مخاطب قرار دادهايم ؛ چون آئينه و مرآت بِما هِىَ مِرءاةٌ قابل نظر استقلالى نيست ، بلكه نظر تبعى است ؛ و نظر استقلالى به همان صورت منعكسِ در آن بازگشت مىكند .
اين مسأله از مهمترين مسائل باب عرفان و توحيد است كه :
كثرات اين عالم تنافى با وحدت ذات حقّ ندارد ؛ زيرا وحدتْ أصلى ، و كثراتْ تبعى و ظلّى و تعيّنى و مرآتى است .
و مسألهء ولايت به خوبى روشن مىشود ، كه حقيقت ولايت همان حقيقت توحيد است ؛ و قدرت و عظمت و علم و إحاطهء امام ، عين قدرت و عظمت و علم و إحاطهء حقّ است تبارك و تعالى .
دوئيّتى در بين نيست ، و اثنينيّتى وجود ندارد .
بلكه خواستن از خدا بدون عنوان وساطت و مرآتيّت امام معنى ندارد ؛ و خواستن از امام مستقلّاً بدون عنوان وساطت و مرآتيّت براى ذات أقدس حقّ نيز معنى ندارد .
و در حقيقت خواستن از امام و خواستن از خدا يك چيز است ؛ نه تنها يك چيز در لفظ و عبارت و از لحاظ أدبيّت و بيان ، بلكه از لحاظ حقيقت و متن واقع ؛ چون غير از خدا چيزى نيست .
تَبارَكَ اسْمُ رَبِّكَ ذِي الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ .
« 1 »
هامش
( 1 ) - آيه 78 ، از سورهء 55 : الرّحمن [ : « بلند پايه و مبارك است اسم پروردگار تو ، آن پروردگارى كه داراى مقام جلال و إكرام است . » ]