است كه به صورت حقّ بجانب و كمك و معاونت ، نه تنها جيب انسان را خالى مىكنند ، بلكه طرّارانه خود انسان را به دنبال تهى نمودن جيب به ديار عدم مىفرستند .
ما بايد پس از اين ساليان متمادى بلكه قرون كثيره ، ديگر فريب نخوريم و خود را طعمه آنان نسازيم « به دام و دانه نگيرند مرغ دانا را » ،
تجربه دگران براى ما كافى است ، ما خود دنبال تجربه و امتحانشان نباشيم كه آيا راست مىگويند يا دروغ ! ؟
مَنْ جَرَّبَ الْمُجَرَّب حَلَّتْ بِهِ النَّدامَةُ .
« كسى كه كار تجربه شده را بار دگر خودش بخواهد تجربه نمايد ، ندامت و پشيمانى در آستان منزل او حلول خواهد كرد . »
و علاوه مطلب خيلى روشن است ؛ آنها پولى مىدهند كه با ضميمه پول خود ما ، صرف در نابودى ما و عقيم شدن مردان و زنان ما و از ريشه كنده شدن نسل ما گردد ، آنگاه آن پول وامِ براى كنترل جمعيّت و براى سائر امور اعتبارى را با بهره و ربائى معادل بيست درصد از ما اخذ كنند . در اين صورت جز فربه كردن خودشان و لاغر كردن ما ، اثرى به دنبال ندارد !
از اين گذشته ، معامله ربوى و تنزيل پول مگر در شرع اسلام حرام نمىباشد ؟ ! ما چگونه استقراض ربوى از آنها مىكنيم ، و بهره و سودى اضافه بر اصل مال بديشان مىپردازيم ؟ !
آنچه در شرع مقدّس آمده آنست كه : بهره و ربا گرفتن شخص مسلمان از كافر ذمّى اشكال ندارد ، نه كافر حربى از مسلمان . آيا انقلابى حاصل شده است تا آنكه همگى آنان مسلمان ، و ناگهان همگى ما كافر ذمّى گشتهايم ، تا اين معامله صحيح باشد ؟ ! ؟ !
بارى ! نتيجه اين جنايات و خيانتهاى آنان بعداً بهتر ظاهر مىشود كه چند صباحى بگذرد و ملّت خودش را در زير ذلّ عبوديّت بنگرد و فرياد
هَلْ مِنْ