رشد يافته ، و گروه كشورهاى فقير و رشد نيافته .
اين تفاوت موجب شده است كه پديدار جهانى « رشد نيافتگى » بوجود آيد و ادامه يابد ، پديدارى كه اگر آن را بزرگترين ننگ اين قرن بخوانيم ، سخن به گزاف نگفتهايم . »
و در صفحه 41 و 42 از كتاب ميگويد :
« هر چه زمان مىگذرد مسأله رشد نيافتگى بيش از پيش نگران كننده مىشود . زيرا عليرغم همه اميدها ، شكاف ميان كشورهاى ثروتمند و تنگدست ، دائماً وسيعتر مىگردد . دريافتن علل توسعه اين شكاف دشوار نيست . چون اگر فرض كنيم كه شرائط كنونى ثابت بماند و اقتصاد همه كشورهاى جهان سالانه به نسبت 5 درصد رشد يابد ، توليد ناخالص ملّى در كشورهاى غنىّ بطور سرانه هر سال 150 دلار افزونتر خواهد شد ، در حالى كه ميزان افزايش اين رقم در كشورهاى تنگدست ، فقط 10 دلار خواهد بود .
بنابراين براى آنكه درآمد سرانه مردم كشورهاى در حال رشد با درآمد كنونى مردم كشورهاى اروپائى برابر گردد ، هشتاد سال وقت لازم است . اين مدّت براى كشورهاى فقيرتر و رشد نيافتهتر 200 سال است » .
لاروش : طرح نظم نوين جهانى آمريكا با كمك اروپا ، آمريكا را به سقوط دائمى مىكشاند
و براى اثبات مدّعاى ما مقالهاى را در روزنامه « جمهورى اسلامى » تحت عنوان « نظم نوين بوش ( نسل كشى جهانى ) » « 1 » نوشته ليندون لاروش ، نامزد انتخابات رياست جمهورى سال آينده « 2 » در مورّخه 10 ربيع الثّانى 1412 ( 27 مهرماه 1370 ) طىّ شمارهء 3583 آورده است كه شايان ذكر مىباشد :
لاروش مىگويد : « موفّقيّت لحظهاى نظم نوين جهانى رئيس جمهور بوش ، بايد شهروندان آمريكائى پاى بند معنويّت و اخلاقيّات را به وحشت
هامش
( 1 ) در ص 246 از همين رساله يكى دو فراز از اين مقاله آورده شده است .
( 2 ) يعنى سال آينده نسبت به تاريخ ربيع الثّانى 1412 ، و أمّا دراين ايّام كه سنه 1415 مىباشد رئيس جمهور آمريكا كلينتون است .