! هَنيئًا لَكُمْ وَ شَكَّرَ اللَهُ مَساعِيَكُمْ ! بنابراين اگر به اداره ثبت احوال مراجعه نموده ؛ و فى المَثل براى خود يكى از القاب : عنترزاده ، پورميمون ، بوزينه نژاد ، نَسْناسُ الاصل ، « 1 » شامپانزه نيا ، قِرْد نَسب را انتخاب كنيد ، بيراهه نرفته ايد !
بارى ! اينك سخن را در ردّ مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت به پايان ميبريم . و با آنكه بسيار سعى شد كه گفتار به درازا نكشد معذلك در ده اشكال اساسى بر مقاله مزبور ، سخن طولانى شد ؛ و خود قسمت معظمى از كتاب را گرفت و چاره هم نبود . زيرا اين مقاله بسيار مضرّ و خطرناك به نظر رسيد ؛ و لازم بود مواقع و مواضع شبهه و خلط و مغالطه بيان شود ، و اشتباهات نموده شود .
تازه اين ده اشكال ، خلطهاى واضح و روشنى بود كه در اين مقاله به چشم مىخورد . امّا از خبطها و غلطهاى ديگرى كه بسيار مهمّ نبود ، بواسطه ضيق مجال چشمپوشى شد .
مطالعه كنندگان گرامى مىتوانند اصل مقاله را كه در دو شماره « 2 » وارد شده است مطالعه كنند تا مواضع خبطهاى دگر را دريابند .
اين حقير با وجود كسالت و مرض و نقاهت و پيرى و كثرت شواغل و مشاغل علمى بر خود فريضه دانستم كه اين مطالب را به مناسبت ابحاث قرآنى كه در دست است بنويسم تا كسانى كه اين مقالات را مطالعه نمودهاند ، بيانات حقير را نيز مطالعه كنند و قرآن را از مظلوميّت بدرآورند .
[ خاتمه ]
در مقاله بسط و قبض به قرآن كريم و حجّيّت آن و ابدى بودن آن ايراد شده است
در اين مقاله به قرآن كريم و حجّيّت آن و ابدى بودن آن ايراد شده است
هامش
( 1 ) ؛ در « أقرب الموارد » در مادّه نَسْنَسَ آورده است كه : نَسْناس يكى از معانى آن ، نوعى از بوزينه است .
( 2 ) « كيهان فرهنگى » شماره سرى 50 و 52 ، ارديبهشت 67 ، شماره 2 ، ص 12 تا ص 18 ؛ و تير 67 ، شماره 4 ، ص 12 تا ص 18 : مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت ، نظريّه تكامل معرفت دينى