شده است كه مردم بر دو دسته هستند :
اوّل : كسانى كه ظاهراً و باطناً آدمى زاده هستند . دوّم : كسانى كه ظاهراً آدم زاده ، ولى در باطن از نسل ميمونند !
گفت : شما كه خلاف اين را ميگفتيد ؛ و ميگفتيد كه آيه اوّل از سوره نساء صراحت دارد بر آنكه همه افراد بشر از يك نسل ، و همه منتهى به نفس واحده و زوجهاش ( آدم و حوّا ) ميشوند !
گفتم : الآن هم عقيدهام همين است ؛ ولى از بس شما اصرار در ميمونزادگى خود نموديد ، اينك براى من شبهه حاصل شده است كه مبادا شما حقيقةً بوزينه باشيد و به لباس انسان در آمده ايد !
خنديد و گفت : آقا اينك بما هم لقبى عنايت فرمودند .
گفتم : ابداً ! اين حقيقتى است كه خود شما بدان اعتراف و اقرار نمودهايد ؛ و من هم براى اثبات مدّعاى شما شواهدى دارم ! گفت : آن شواهد كدام است ؟ !
گفتم : اوّل قاعده : كُلُّ شَىْءٍ يَرْجِعُ إلَى أصْلِه . « هر چيزى به اصل و ريشه خود بازگشت مىكند . »
اگر ريشه و نياى شما بوزينه نبود ، اين كشش و جذبه به اجداد محترم از كجاست ؟ !
دوّم : لزوم و وجوب حفظ نسب ؛ زيرا در اسلام اگر كسى خود را در نسب ديگرى داخل كند ، و نسبت غير صحيحى در نسب خود معتقد شود حرام است . فلهذا آن جناب براى حفظ شجره و انساب ، ملتزم به اين امر شده ايد !
سوّم : لزوم و وجوب صله رحم ؛ زيرا در اسلام صله رحم واجب است و قطع رحم حرام است . و جنابعالى براى صله با بوزينگان عالم ، و عدم قطع رابطه خواستهايد اين مراتب وِداد و اتّصال محفوظ باشد
نگرشى بر مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت دكتر عبد الكريم سروش (فارسى) — صفحة 393
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٣٩٣