جزء برهان عقلى منطقى براى استنتاج احكام صادرهء خود به استخدام درآورد ، ناچار لازم ديديم بحثى مختصر در اين دو موضوع بنمائيم :
امّا درباره آيه فطرت :
بَلِ اتَّبَعَ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَهْواءَهُمْ بِغَيْرِ عِلْمٍ فَمَنْ يَهْدِي مَنْ أَضَلَّ اللَّهُ وَ ما لَهُمْ مِنْ ناصِرِينَ * فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ * مُنِيبِينَ إِلَيْهِ وَ اتَّقُوهُ وَ أَقِيمُوا الصَّلاةَ وَ لا تَكُونُوا مِنَ الْمُشْرِكِينَ * مِنَ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَ كانُوا شِيَعاً كُلُّ حِزْبٍ بِما لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ .
« 1 »
« بلكه آنان كه ستم كردهاند ، از هوى و هوس خود بدون نور علم پيروى كردهاند . پس كيست كه هدايت كند كسى را كه خدا گمراه نموده است در حالى كه يار و ياورى كه بتواند به آنها مدد بخشد ندارند ؟ !
بنابراين ، وجهه خود را اى پيامبر ! به سوى دينى كه از افراط و تفريط دور بوده و به جانب اعتدال و ميانه و عدل محض گرايش دارد بر پا دار ! اين دين ، فطرتِ خداوند است كه مردمان را بر آن سرشته و آفريده است . در آفرينش خداوند تغيير و تبديلى نيست . اينست دين قائم و استوار ؛ و ليكن اكثريّت مردم نميدانند .
تو اى پيامبر ! با جميع مؤمنين به سوى خداوند روى بياوريد ! و تقواى وى را پيشه سازيد ! و نماز را بر پا بداريد ! و از مشركين نباشيد ؛ از آنان كه دين خود را دستخوش تفرقه و جدائى ساختند و به دستهها و شعبههائى منقسم شدند ؛ هر گروهى به آنچه در نزد خود دارد ، دلخوش و شادمان است . »
اين آيه در لزوم پيروى از فطرت انسان ، در حدّ صراحت است ؛ ولى
هامش
( 1 ) آيات 29 تا 32 ، از سوره 30 : الرّوم