اينست :
تفسير و توجيهى كه براى « يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطانُ مِنَ الْمَسِّ
» نمودهاند
در آيه 276 سوره بقره آمده است كه : « آنان كه ربا ميخورند بر نميخيزند مگر مانند كسى كه شيطان با مسّ خود او را پريشان كرده است . » مرحوم طالقانى در تفسير « پرتوى از قرآن » آوردهاند : كَالَّذِى يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطَنُ مِنَ الْمَسّ « 1 » را تمثيل بيمارى صَرْع و ديگر اختلالهاى روانى دانستهاند . چون عرب اين گونه بيماريها را اثر مسّ جنّ ( ديوزدگى ) ميپنداشتند . و در زبان فارسى هم اين گونه بيمار را ديوانه ( گرفتار ديو ) مينامند .
بعضى از مفسّران جديد گفتهاند : شايد مسّ شيطان اشاره به ميكربى باشد كه در مراكز عصبى نفوذ مييابد . و شايد نظر به همان منشأ وسوسه و انگيزنده اوهام و تمنّيات باشد . « 2 »
بپرسيم چرا مرحوم طالقانى در تفسير اين آيه چنين احتمالاتى را در ميان آورده است ؟ مگر ديوانه شدن در اثر مسّ شيطان ، معنى صريح و يا صحيحى ندارد ؟ چه چيز ايشان را الزام كرده است كه بگويد : قرآن در اينجا به زبان اعراب سخن گفته و با پندار آنان مماشات و مسامحه ورزيده است ؟
چرا از علم جديد كمك گرفته ، و به تأثير ميكربها اشارت كرده است ؟
شكّ نيست كه اينها يك علّت بيشتر ندارد ؛ و آن هماهنگ كردن فهم دينى خويش با فرهنگ روزگار است . آخر كسى كه معتقد شده است كه مصروع يا ديوانه شدن ، دلايل مادّى ( انگلى ، دارويى ، مغزى ، ارثى و . . . ) دارد ، چگونه ميتواند اين اعتقاد خود را ناديده بگيرد ، و بدان تعارض رضا دهد ؟ !
يا بايد شيطان را به معنى ميكرب بگيرد ، و يا بايد بگويد : اين اقوال در
هامش
( 1 ) آنچه در آيه 275 ، از سوره 2 : البقرة است :كَما يَقُومُ الَّذِي يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطانُ مِنَ الْمَسِّمىباشد و در قرآن آيهاى با عبارت كَالَّذِى يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطَنُ مِنَ الْمَسّ نداريم .
( 2 ) « پرتوى از قرآن » طالقانى ، ج 2 ، ص 254