آن را از زمره صفات متّقيان بر ميشمرد :
و وقفوا أسماعهم على العلم النافع لهم . « 1 »
بنابر آنچه گفته شد اين نتيجه بدست آمد كه : اشرف علوم ، علم انسانسازى است .
وَ قَدِ اتَّفَقَ الْعُلَمآءُ أنَّ شَرَفَ كُلِّ عِلْمٍ بِشَرَفِ الْمَعْلومِ . وَ كُلُّ عِلْمٍ يَكونُ مَعْلومُهُ أشْرَفَ الْمَعْلوماتِ يَكونُ ذَلِكَ الْعِلْمُ أشْرَفَ الْعُلوم .
فَأشْرَفُ الْعُلومِ الْعِلْمُ الإلَهِىُّ لِانَّهُ مَعْلومُهُ وَ هُوَ اللَهُ أشْرَفُ الْمَوْجودات . « 2 »
« اى دل به هرزه دانش و عمرت به باد رفت »
خواجه شمس الدّين محمّد حافظ شيرازى گويد :
اى دل به هرزه ، دانش و عمرت به باد رفت * صد مايه داشتى و نكردى كفايتى « 3 »
و خواجه حكيم ميرفندرسكى در قصيده حِكَميّه معروفه خود گويد :
هر چه بيرون است از ذاتت نيايد سودمند * خويش را كن ساز اگر امروز اگر فرداستى « 4 »
هامش
( 1 ) « نهج البلاغة » ، خطبه 191 ؛ و از طبع مصر با تعليقه محمّد عبده ، ج 1 ، ص 396
( 2 ) « همگى علماء بر اين مسأله اتّفاق دارند كه : شرافت هر علمى منوط به شرافت معلوم آنست . بنابراين ، هر علمى كه معلومش اشرف معلومات باشد ، خودش اشرف علوم خواهد بود . لهذا اشرف علوم ، علم إلهى است ، زيرا معلوم آن خداست ؛ و آن معلومى كه ذات اقدس اوست اشرف موجودات است . »
( 3 ) « ديوان حافظ » طبع پژمان ، انتشارات بروخيم ( سنهء 1318 شمسيّه ) ص 209 ، غزل 457 ؛ و أوّلش اينست :اى قصّه بهشت ز كويت حكايتى * شرح جمال حور ز رويت روايتى( 4 ) ميرفندرسكى قصيدهاى دارد كه مجموعاً چهل و يك بيت است ، اين قصيده بسيار عالى است و اوّلش اينست :چرخ با اين اختران ، نغز و خوش و زيباستى * صورتى در زير دارد آنچه در بالاستى
صورت زيرين اگر با نردبان معرفت * بر رود بالا همان با اصل خود يكتاستى