حضرت فرمود : ذاك خير سبلها . « اين بهترين راه مصرف آن بود . » و پس از آن فرمود : اى أبا أخطل ! اين جوانى كه با تست كيست ؟ ! گفت :
پسر من است و او شاعر است . حضرت فرمود :
علّمه القرءان فهو خير له من الشّعر ! « به وى قرآن تعليم كن كه براى او از شعر بهتر است ! »
[ تأثير كلام أمير المؤمنين عليه السّلام بر فرزدق ، كه به پدرش فرمودند : علّمه القرءان ]
اين گفتار حضرت در جان فرزدق اثر كرد ، تا به جائى كه بر خود قيدى و وزنهاى نهاد و سوگند ياد كرد كه آن قيد را از خود برندارد تا اينكه قرآن را حفظ كند . و همين كار را هم كرد ؛ قيد را نگشود تا تمام قرآن را از بر كرد . و ازاينروست آنجا كه گفته است :
و ما صبّ رجلى فى حديد مجاشع * مع القدّ إلّا حاجة لى اريدها
« و پاى مرا در حلقهء آهن تنگ و ريسمان چرمى دبّاغى نشده كه اسيران را با آن قيد مىكنند ، نينداخت مگر حاجت و تقاضائى كه من طالب آن بودم . » ابن أبى الحديد در اينجا گويد : « در گفتار أمير المؤمنين عليه السّلام به غالب بن صعصعة كه پدر فرزدق است با خطاب يا أبا الأخطل پيش از اينكه آن حضرت بداند كه آن جوان پسر اوست و شاعر است ، سرّى است غامض به حدّى كه نزديك است آن را از اخبارهاى غيب به شمار آوريم . و بايد حضرت با نظر تيز و دوربين خود ، نظر به آتيهء دور و دوران وى كرده باشد . « 1 »
هامش
( 1 ) چون أخطل لقب يكى از شعراى معروف بوده است ، و اين خطاب حضرت با اين كنية ، اشاره است كه فرزند او شاعرى است همچون أخطل . در « هديّة الأحباب » ص 211 ، محدّث قمّى در نام فرزدق گويد :
« نام او همام بن غالب ، و كنيهاش أبو فراس است ؛ و يكى از شعراى معروف است كه گفتهاند : در اسلام مثل فرزدق و جرير و أخطل شاعرى نبود . و يونس گفته است : اگر شعر