[ بيان ابن أبى الحديد دربارهء كلمات بزرگان در تعظيم و تجليل از قرآن ]
و ابن عبّاس مىگفت : إذا وقعت فى آل حم ، وقعت فى روضات دمثات أتأنّق فيهنّ .
« چون من در هنگام خواندن قرآن در سورههائى كه اوّلش حم است بيفتم ، در باغهاى سهلالعبورى مىافتم ؛ و دوست دارم پىجوئى نموده و بهترين گل آن را بچينم . » و ابن مسعود مىگفت : لكلّ شىء ديباجة ؛ و ديباجة القرءان آل حم .
« هر چيزى ديباچهاى دارد ؛ و ديباچهء قرآن سورههائيست كه با حم شروع مىشود . » و رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم فرمود : أصفر البيوت جوف صفر من كتاب الله .
« خالىترين خانهها ، اندرون كسى است كه از كتاب خدا خالى باشد . » غالب بن صعصعة بر أمير المؤمنين عليه السّلام وارد شد ، و با وى پسرش فرزدق بود .
حضرت فرمود : كه هستى ؟ ! گفت : غالب بن صعصعهء مجاشعى ! حضرت فرمود : همان كسى كه داراى شتران فراوانى بوده است ؟ ! گفت :
آرى ! حضرت فرمود : شترانت چه شد ؟ گفت : أذهبتها النّوائب و ذعذعتها الحقوق ! « حوادث روزگار آنها را از بين برد ، و حقوق الهيّه از زكات و غيرها آنها را متفرّق و متشتّت نمود ! »
هامش
- آنكس كه به وى ايمان و قرآن داده شده است مثل ترنج است كه بويش خوب و مزهاش خوب است . و امّا آنكس كه به وى ايمان و قرآن داده نشده است مثل حنظل و هندوانهء أبو جهل است كه مزهاش تلخ است و بو هم ندارد . »