تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 496

مساهمون:

ص٤٩٦
حقيقى است . بنابراين ، اعتبار نظريّهء طبيب ، يعنى قيام اين دارو به نظر وى از هر صحيحى صحيح‌تر و از هر راستى راستين‌تر است . زيرا طبيب در اين صورت محال است داروئى را خلاف نظريّهء خود براى خصوص اين بيمار تجويز كند ، مثلا داروئى ضدّ آن را بدهد ؛ زيرا بيمار را در آستانهء مرگ كشيده است . آن‌وقت نبايد بر او نام طبيب نهاد ، بايد وى را قاتل و مفسد و جانى معرفى كرد . طبيب يك عمر درس مىخواند ، و آزمايش‌ها دارد ، تا حذاقت پيدا كند و اين اعتبار بطور صحيح از نظرش بگذرد ، و از اين اعتبار كه صددرصد قائم به اوست تخطّى و تجاوز نمىتواند بنمايد . بنابراين يك عمر زحمت مطالعه و تعلّم و تعليم و بىخوابى شبهاى كشيك در بيمارستان كه همه‌اش امور حقيقى است ، براى حصول و پيدايش اين يك امر اعتبارى است . اعتبار پروردگار حكيم چنان صحيح و مطابق مطلوب است كه حقّا بايد گفت : هزار حقيقت به فداى اين اعتبار ، كه كليد تمام كاميابيها و سعادت‌ها است .

[ بحث متين علّامهء طباطبائى ( قدّه ) در ملاك تشخيص أحكام فطرت و مسائل فطريّه ]

حضرت علّامه آية الله طباطبائى قدّس الله سرّه الشّريف ، در مقالهء ششم از « اصول فلسفه و روش رئاليسم » مفصّلا اين حقائق را بيان فرموده و موشكافى كرده‌اند . و در تفسير هم در همين آيه مباركهء فطرت ، به‌طورىكه در همين‌جا آورديم ، با كمال دقّت اين حقيقت را بيان فرموده‌اند . در اين صورت شگفت است از صاحب مقالهء بسط و قبض تئوريك شريعت كه گويا اعتبار را امر بيهوده و سرپائى و هوائى و گتره‌اى و بدون ملاك پنداشته است ، و دائر مدار گفتن و نگفتن و پندارى انگاشتن و به دلخواه خود بدون اصل و مناط بودن ، و در رديف امور واهى شمرده است ؛ آنگاه به حضرت ايشان ايراد كرده و مطالبى را ذكر