تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 82

مساهمون:

ص٨٢
مفاهيم آن را دريابد ؛ و از معاريض آن مطّلع باشد . در اينجا بر عهدهء شخص متعهّد و فكور ، و جولان‌دهندهء فكر و فهم است كه : ديدگان بصر و بصيرت خود را جولان دهد ، و بگرداند ؛ و بدين صفات تعرّف و كيفيّت آشنائى با قرآن نظر خود را برساند ؛ تا آنكه از هلاكت نجات يابد ؛ و از دردهاى بىدرمان ، و وقوع در پرتگاههاى غير قابل تدارك ، و مهلكه‌هاى غير قابل برگشت ؛ خلاص شود ! زيرا كه تفكّر حيات دل شخص بيناست ؛ همان‌طوركه شخصى كه چراغ در دست دارد در ظلمات و تاريكيها با هدايت نور راه را طىّ مىكند پس بر شما باد كه بطريق نيكو و پسنديده‌اى راه نجات و تجرّد را دريافته و از هواجس نفسانى و آمال شيطانى و تعلّق به زخارف دنيويّه خود را رها كنيد و تخلّص يابيد . و نيز بر شما باد كه تربّص و انتظار را كم كنيد ! و زود و با سرعت بر وعده‌هاى قرآنى به مقاصد عاليه دست يافته ، و به أوج كمال برسيد !

[ مقام إمام و ولايت ، تحقق وجود خارجى قرآن است ]

والى مقام ولايت ، و إمام كسى است كه : قرآن بتمامه با نفس شريف او خمير شده باشد ؛ و تمام آيات به تمام معانيها و مفاهيمها بر او منطبق باشد ، از باء
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
تا سين
مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ
را لمس نموده و مسّ فرموده باشد ؛ و در حقيقت وجودش قرآن خارجى و واقعيّتش تكبير ، و تسبيح ، و تحميد ، و تهليل ، و تمجيد حضرت حقّ باشد . أبو الفداء ؛ ابن كثير دمشقى در تاريخ خود گويد : از آنچه حاكم أبو عبد الله نيسابورىّ و غير او درباره مقتل حسين عليه السّلام ، از بعضى از متقدّمين قرائت نموده‌اند ؛ اين أبيات است :
جاءوا برأسك يا ابن بنت محمّد * متزمّلا بدمائه تزميلا ( 1 )
و كأنّما بك يا ابن بنت محمّد * قتلوا جهارا عامدين رسولا ( 2 )
قتلوك عطشانا ، و لم يتدبّروا * فى قتلك القرآن و التّنزيلا ( 3 )