داده ،
[ آيات قرآن متكى بر علم است ، قرآن نهى از وقوف بر ظنّ و گمان دارد ]
بدين معنى است كه أبدا كتاب خدا از حكمت جدا نيست . و حكمت عبارت است از علم به حقايق و واقعيّات على ما هى عليه . بنابراين نزول قرآن توأم با إتقان و استحكام و حقّانيّتى است كه : به هيچوجه راه بطلان و خللى در آن نمىباشد .
و نظير اين آيه ، آيات بسيارى در قرآن كريم وارد است كه : در آنها حكمت را ملازم با قرآن و كتاب نموده است .
و اين غير از آياتى است كه صريحا خود قرآن را به صفت حكمت منعوت نموده است ؛ همچون :
الر تِلْكَ آياتُ الْكِتابِ الْحَكِيمِ .
« 1 » ( ألف ، لام ، را اينست آيات كتاب ، آن كتابى كه متقن و استوار و محكم و أصيل و ثابت است ) و همچون
الر كِتابٌ أُحْكِمَتْ آياتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِنْ لَدُنْ حَكِيمٍ خَبِيرٍ .
« 2 » ( ألف لام را كتابى است كه آيات آن در أوّل أمر ، محكم و غير قابل انفصال بوده ؛ و سپس مشروح و مفصّل و جدا جدا شده از ناحيهء خداوند حكيم و خبير ، بدين صورت درآمده است . ) و بر همين مفاد آياتى است در قرآن مجيد كه : صريحا إعلام مىكند كه :
قرآن ، كتاب علم است ؛ و آياتش بر أساس علم پايهگذارى شده ، و تفصيل و شرح داده شده است . و معلوم است هر كتابى كه بر أساس علم باشد ، جهل و شك و فرضيّههاى غير قائم بر محور علم و برهان ، و تئوريهاى غير متّكى به حقّ و يقين و اصالت غير قابل زوال ، بر آن راه ندارد .
در سورهء أعراف مىفرمايد :
وَ لَقَدْ جِئْناهُمْ بِكِتابٍ فَصَّلْناهُ عَلى عِلْمٍ هُدىً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ
« 3 »
هامش
( 1 ) آيهء 1 ، از سورهء 10 : يونس .
( 2 ) آيهء 1 ، از سورهء 11 : هود .
( 3 ) آيهء 52 ، از سورهء 7 : أعراف .