تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى) — صفحة 115

مساهمون:

ص١١٥
است و در حال سفر دو ركعت ؛ پس موضوع دو تاست . در ماه رمضان كسى كه حاضر است ، واجب است روزه بگيرد و كسى كه در سفر است بايد روزه نگيرد . در اينجا نيز موضوع دو تاست ؛ و بواسطهء تبدّل موضوع ، حكم نيز متبدّل مىشود ؛ نه اينكه دو حكم مخالف ، بر موضوع واحد تعلّق گيرد . و در حقيقت ، صورتِ استثناء است ، زيرا كه استثناء ، به تبدّل موضوع بر مىگردد ؛ گرچه
إِلَّا مَا اضْطُرِرْتُمْ
در اينجا به عنوان استثناء آمده است ، و ليكن در حقيقت ، موضوع متبدّل شده و ملاك تكليف تفاوت كرده است . مكلّف دو ملاك دارد : يك ملاك در حال اضطرار ، و يك ملاك در حال غير اضطرار . و بر حسب اين دو ملاك ، دو حكم مختلف بر او بار است . روزه بر شخص حاضر واجب ، و بر مسافر حرام است :
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيامُ
« 1 » ، تا مىرسد به :
فَمَنْ كانَ مِنْكُمْ مَرِيضاً أَوْ عَلى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَيَّامٍ أُخَرَ
« 2 » « هر كدام از شما كه مريض يا در حال سفر بود بايد به تعداد روزه‌هائى كه در ماه رمضان خورده است ، قَضا كند . » حال ، اگر رسول خدا در سفر به إنسان أمر كرد : روزه‌ات را بخور ، نبايد بگوئيم : اين أمر ولائى او بر خلاف ممشاى كتاب مىباشد ؛ بلكه اين ، حكمِ شخص إنسان را بواسطهء تبدّل موضوع بيان مىكند . كما اينكه در جنگ بدر كه در ماه رمضان واقع شد ، و رسول خدا با أصحاب تشريف بردند ، و آيه نازل شد كه در سفر بايد روزه خورده شود ، و پيغمبر فرمود : بايد روزهء خود را إفطار كنيد ، بسيارى از أفراد ، إفطارنكردند ، و پيغمبر فرمودند : يَا مَعْشَرَ الْعُصَاةِ ! إنِّى مُفْطِرٌ فَأَفْطِروُا ! « اى گروه گنهكاران ! من إفطار كردم ، شما هم إفطار كنيد ! » اين يكى از مواردى بود كه ممكن است معصوم به إنسان أمرى بكند ، و
هامش
( 1 ) صدر آيه 183 ، از سورهء 2 : البقرة ( 2 ) قسمتى از آيه 184 ، از سورهء 2 : البقرة