صوب كربلا مراجعت شد و قريب ظهر بود كه وارد شديم .
امر حضرت آقا به ملازمت و استفاده از محضر حضرت آية الله حاج شيخ محمّد جواد انصارى ( قدّه )
عصر روز بيست و نهم كه در حرم مطهّر أمير المؤمنين عليه السّلام مشغول بوديم ، حضرت آقا فرمودند : مثل اينكه حضرت ثواب اين زيارت شما را بازگشت به ايران و استفاده از حضور حضرت آية الله حاج شيخ محمّد جواد انصارى همدانى قرار دادهاند . وقتى به ايران رفتى ، اوّل خدمت ايشان برو ؛ و كاملًا در تحت تعليم و تربيت ايشان قرار بگير !
عرض كردم : در صورتى كه ايشان امر به توقّف در ايران بنمايند ، در آن صورت دورى و جدائى از شما مشكل است !
فرمودند : هر كجاى عالم باشى ما با توايم . رفاقت و پيوند ما طورى به هم زده شده كه قابل انفكاك نيست . نترس ! باكى نداشته باش ! اگر در مغرب دنيا باشى و يا در مشرق دنيا ، نزد ما مىباشى ! سپس فرمودند :
گر در يمنى چو با منى پيش منى * ور پيش منى چو بى منى در يمنى « 1 »
آرى ، در آن سال كه تابستان فرا رسيده بود ، ما به جهاتى قصد داشتيم به ايران براى زيارت حضرت امام رضا عليه السّلام و تجديد عهد با ارحام و أحبّه و أعزّه از دوستان كه از بَدْوِ ورود به نجف تا آنوقت كه هفت سال سپرى مىشد به طهران نيامده بودم ، و ايضاً براى فىالجمله تغيير آب و هوا براى مرحومهء والده كه چون به فشار خون و كسالت قلب و آسم ريوى مبتلا بودند و عجّههاى شديد و تند وزشِ بادهاى نجف سينه شان را به شدّت متألّم مىساخت ، و همچنين
هامش
( 1 ) و همين مراد و مُفاد را مىرساند بيت ابن فارض عارف شهير مصرى :ما لِلنَّوَى ذَنبٌ و مَن أهْوَى مَعى * إن غابَ عَن إنسانِ عَينى فهْوَ فى« در صورتى كه محبوب من با من باشد ، دورى گناهى ندارد ؛ چرا كه اگر از مردمك چشمم غائب باشد ، در درونم حاضر است . » ( « ديوان ابن فارض » طبع بيروت سنهء 1384 ، ص 155 )