ظهر تا عصر را در حضرت حمزه گذرانده ؛ و براى شب به سوى حضرت جاسم رهسپار و شب را تا به صبح در آن مكان مقدّس بيتوته كردند . و آن شب را حضرت آقا از عظمت حضرت جاسم ، و كيفيّت حركت او و اختفاى او از دست دشمنان و اعداى دين مطالبى فرمودند ، و فرمودند : جلالت و عظمت ولايت حضرت موسى بن جعفر عليه السّلام در اين فرزند ارجمندشان بسيار طلوع دارد ، و صحن و بارگاه و حرم و قبّهء منوّره و حتّى زمينهاى اطراف آن از معنويّت و جذّابيّت خاصّى برخوردار است .
يكى دو ساعت كه از طلوع آفتاب برآمد ، با همين حسينيّهء سيّار مستقيماً به
هامش
- ج 2 ، ص 414 و 415 از طبع هجرت در احوال اولاد حضرت موسى بن جعفر عليه السّلام اينطور آورده است :
« و امّا قاسم بن موسى بن جعفر عليه السّلام ، پس سيّدى جليل القدر بوده و كافى است در جلالت شأن او آن خبرى كه ثقة الإسلام كلينى در « كافى » در باب اشاره و نصّ بر حضرت رضا عليه السّلام نقل كرده از يزيد بن سَليط از حضرت كاظم عليه السّلام در راه مكّه ؛ و در آن خبر مذكور است كه آن حضرت به او فرمود : خبر دهم تو را اى أبا عُماره ! بيرون آمدم از منزلم پس وصىّ قرار دادم پسرم فلان را يعنى جناب امام رضا عليه السّلام را ، و شريك كردم با او پسران خود را در ظاهر و وصيّت كردم با او در باطن پس اراده كردم تنها او را . و اگر امر راجع به سوى من بود هر آينه قرار ميدادم امامت را در قاسم پسرم به جهت محبّت من به او و مهربانى من بر او ؛ و لكن اين امر راجع به سوى خداوند عزّ و جلّ است ، قرار ميدهد آن را هر جا كه ميخواهد - الخ )
و نيز كلينى روايت كرده كه يكى از فرزندان امام موسى عليه السّلام را حالت موت روى داد و آن حضرت به قاسم فرمود كه اى پسر جان من بر خيز و در بالين برادرت سورهءوَ الصَّافَّاتِبخوان ! قاسم شروع كرد به خواندن آن سورهء مباركه تا رسيد به آيه مباركهء :أَ هُمْ أَشَدُّ خَلْقاً أَمْ مَنْ خَلَقْناكه برادرش از سكرات موت راحت شد و جان تسليم كرد . و از ملاحظهء اين دو خبر معلوم مىشود كثرت عنايت حضرت امام موسى عليه السّلام به قاسم .
و قبر قاسم در هشت فرسخى حلّه است و مزار شريفش زيارتگاه عامّهء خلق است و علماء و أخيار به زيارت او عنايتى دارند . و سيّد ابن طاووس ترغيب به زيارت او نموده است . و صاحب « عمدة الطّالب » گفته كه : قاسم عقب نياورده . »