مَعْصِيَتِكَ ، وَ بِفَضْلِكَ عَمَّنْ سِوَاكَ ، يَا حَىُّ يَا قَيُّومُ !
فرمودند : دربارهء يكى از مردان خدا ( شمس تبريزى ) گفتهاند كه : او در تمام مدّت عمرش فقط يك شعر گفته است :
من گُنگِ خواب ديده و عالم تمام كَر * من عاجزم ز گفتن و خلق از شنيدنش
اينها مجموعهء ادعيه و اشعارى بود كه ايشان در اين سفر ميخواندهاند . و امّا ادعيهء ايشان بطور معمول آنچه را كه بنده از ايشان شنيدهام و ضبط نمودهام چند چيز است :
در سجدهء آخر نمازها ميخواندند : إلَهِى عُبَيْدُكَ بِفِنَآئِكَ ، مِسْكِينُكَ بِفِنَآئِكَ ، فَقِيرُكَ بِفِنَآئِكَ ، سَائِلُكَ بِفِنَآئِكَ ! و حقير هم به متابعت ايشان ، از آن به بعد در سَجَدات آخر صَلَوات اين دعاى نياز را ميخواندم . ولى آنچه بخاطر داشتم در آن عبارت آخر : سَائِلُكَ بِفِنَآئِكَ نبود . « 1 » يك بار كه در سجده بودم و ايشان شنيدند كه آن را نخواندم ، پس از نماز بطور مؤاخذه فرمودند : چرا سَائِلُكَ بِفِنَآئِكَ را نگفتى ؟ ! عرض كردم : ميگويم . و گفتم و مرتّباً مىگفتم .
سپس در ضمن مراجعه معلوم شد كه : در بعضى از روايات لفظ سَائِلُكَ
هامش
( 1 ) در « منتهى الآمال » طبع رحلى علميّهء إسلاميّه ، ج 2 ، ص 8 ، در احوال حضرت إمام سجّاد عليه السّلام ، در فصل 3 در عبادت آن حضرت گويد :
و در كتاب « حديقة الشّيعة » است كه : طاووس يمانى گفت : نصف شبى داخل حِجر إسمعيل شدم ، ديدم كه حضرت إمام زين العابدين عليه السّلام در سجده است و كلامى را تكرار مىكند . چون گوش كردم اين دعا بود : إلَهى عُبَيْدُكَ بِفِنآئِكَ ، مِسْكينُكَ بِفِنآئِكَ ، فَقيرُكَ بِفِنآئِكَ . و بعد از آن هر گونه بلا و ألمى و مرضى كه مرا پيش آمد ، چون نماز كردم و سر به سجده نهادم اين كلمات را گفتم ، مرا خلاصى و فرجى روى داد .
و فِناء در لغت به معنى فضاى درِ خانه است . يعنى بندهء تو و مسكين تو و محتاج تو ، بر درگاه تو منتظر رحمت تو است و چشم عفو و احسان از تو دارد . هر كس اين كلمات را از روى اخلاص بگويد البتّه اثر مىكند و هر حاجت كه دارد بر مىآيد - انتهى . »