سفر پنجم حقير به أعتاب عاليات در سنهء 1389 هجريّهء قمريّه
خداوند نصيب فرمود براى زيارت دههء عاشورا تا اربعين و تا زيارت أمير المؤمنين عليه السّلام در هفدهم ربيع الاوّل مشرّف بودم و مجموع اين سفر هشتاد روز به طول انجاميد .
بعضى از مكاتيب حاج سيّد هاشم حدّاد به خطّ خود براى حقير
بنده براى ايشان نامه بسيار ميفرستادم ، معذلك هميشه ميفرمودند : نامه بفرست و نامهات را قطع مكن گرچه من حال و خلق جواب ندارم و منتظر جواب هم نباش . جوابهائى كه بعضاً ايشان ميدادند غالباً به إملاء ايشان و خطّ بعضى از رفقا بود ، و خيلى به ندرت خودشان پاسخ مينوشتند و يا نامهاى مستقلّ ميفرستادند . و شايد در مدّت 28 سال ارادت حقير تا رحلتشان مجموع نامههائى را كه براى بنده فرستادهاند ، از بيست عدد تجاوز نكند . معذلك همهء آنها محفوظ و جميع جوابها و نامههائى را كه به خطّ رفقاست محفوظ مىباشد . نامههاى ايشان هم بسيار مختصر است . اينك چند نامه را كه قبل از اين سفر مرحمت فرمودند در اينجا نقل مىكنيم 1 - :
بِسمِهِ تَعالَى
إلَى جَنابِ سَيِّدى الْمُحْتَرَم السّيّد مُحَمّد حسين الْعالِمِ الرَّبّانىّ ، أسْألُ اللهَ أنْ يَزيدَ فى دَرَجاتِكَ . السَّلامُ عَلَيكَ وَ عَلَى أهْلِ بَيْتِكَ جَميعًا وَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَكاتُهُ ، ثُمَّ عَلَى جَميعِ الرُّفَقاءِ فَرداً فَرداً .
من به هر جمعيّتى نالان شدم * جفت بد حالان و خوش حالان شدم