تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روح مجرد (يادنامه موحد عظيم و عارف كبير حاج سيد هاشم موسوى حداد) (فارسى) — صفحة 285

مساهمون:

ص٢٨٥
« و بگو اى پيامبر ! هر كارى را كه ميخواهيد انجام دهيد ! به زودى خداوند و رسول او و مؤمنين ، آن عمل را مىبينند ! »

ابتهاج حضرت آقاى حاج سيّد هاشم از قبرستان شيخان قم عظمت و نورانيّت قبر حضرت معصومه سلامُ الله عليها

حضرت آقاى حاج سيّد هاشم از قبرستان معروف به شيخان بسيار مبتهج بودند ، و ميفرمودند : بسيار پر نور و پر بركت است ، و خدا ميداند چه نفوس زكيّه و طيّبه‌اى در اينجا مدفونند . پس از قبر مطهّر بى بى كه فضاى قم و اطراف قم را باز و گسترده و سبك و نورانى نموده است ، و بواسطهء بركات آن حضرت است كه گويا خستگى از زمين قم و از خاك قم برداشته شده است ، هيچ مكانى در قم به اندازهء اين قبرستان نورانى و با رحمت نيست . و سزاوار است طلّاب و سائرين بيشتر از اين به اين مكان توجّه داشته باشند و از فضائل و فواضل معنوى و ملكوتى آن بهرمند شوند ، و نگذارند اين آثار محو شود و دستخوش نسيان قرار گيرد - انتهى كلام حدّاد . قبر بسيارى از أعلام تشيّع مانند زكريّا بن إدريس ، و زكريّا بن آدم ، و محمّد ابن قولَوَيه در اينجاست ؛ و أخيراً قبر مرحوم هيدجى سالك دلسوخته و وارسته ، و قبر مرحوم حاج ميرزا جواد آقا ملكى تبريزى ، و قبر مرحوم حاج ميرزا على آقاى شيرازى و أمثالهم در اينجاست كه هر يك استوانه‌اى از عظمت و جلال مىباشند .

كلام رهبر عظيم انقلاب آية الله خمينى ( ره ) دربارهء مرحوم حاج ميرزا جواد آقا ملكى تبريزى ، و مرحوم قاضى ( قدّه )

مرحوم صديق ارجمند آية الله شيخ مرتضى مطهّرى رحمةُ الله عليه به حقير گفت : من خودم از رهبر عظيم انقلاب : آية الله خمينى أعلى اللهُ تعالى مقامَه شنيدم كه ميفرمود : در قبرستان قم يك مرد خوابيده است و او حاج ميرزا جواد آقاى تبريزى است . « 1 » و ايضاً شنيدم كه ميفرمود : قاضى كوهى بود از عظمت و مقام
هامش
( 1 ) ذكر يك دستور از كتاب « أسرار الصّلاة » مرحوم حاج ميرزا جواد آقا تبريزى مرحوم حاج ميرزا جواد آقاى تبريزى از اعاظم تلامذهء مرحوم آية الحقّ و سند التّوحيد معلّم ربّانى حاج شيخ حسين‌قلى همدانى رضوان الله عليهما است . و كتب وى عبارتند از : « لقاء الله » و « أسرار الصَّلاة » و « المراقبات » ( أعمال السَّنة ) كه الحقّ مستغنى از
روح مجرد (يادنامه موحد عظيم و عارف كبير حاج سيد هاشم موسوى حداد) (فارسى) — صفحة 285 | السيد محمد حسين الطهراني