تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله بديعه در تفسير آيه الرجال قوامون على النساء ... (فارسى) — صفحة 77

مساهمون:

ص٧٧
در عنفوان بلوغ در نفس خود احساس نياز به مردى مىكند كه بر او اتّكاء نموده و به اصلى كه بر وى اعتماد كند ، و دوست نزديك و همرازى كه چون دژ و پناهگاهى براى وى باشد . نكته دوّم : الف و لام در
الرِّجالُ
النِّساءِ
براى عهد ذهنى است ؛ و وارد شدن آن بر صيغه جمع ( رجال و نساء ) بر شمول جنس به تمام افراد خارجى دلالت دارد ؛ و مىرساند كه حكم بر تك تك افراد ( مرد و زن ) از نظر تحقّق معنى جنس مردى و زنى در آنها وارد است ؛ و از آن فهميده مىشود كه حكم قيام براى هر مردى از مردان نسبت به هر زنى از زنان سارى و جارى است ، اما نه از جهت خصوصيات فردى و اعراض و صفات شخصى ، بلكه از نظر تحقّق معنى جنسيّت در آنها . نكته سوّم : آوردن جمله اسميّه در آيه دلالت بر دوام و استمرار دارد ، مضافاً بر اين‌كه «
قَوَّامُونَ
» از مشتقّات است‌كه بر ثبوت و دوام دلالت دارد به خلاف فعل كه دلالت بر وقوع امر بدون ثبوت آن مىكند و علماء ادب به اين نكته تصريح دارند . پس بنابراين ، آيه شريفه با رساترين وجهى دلالت دارد بر اين كه مردان قيّم زنانند و بالاترين و آخرين حدّ قيموميّت را به‌طور دائمى و استمرارى بر آنها دارند ؛ و جمله اگرچه به‌صورت خبر است امّا چون در جاى انشاء ( بايد كردن ) نشسته است ، معنى امر را به وجهى رسا مىرساند و نتيجه مىدهد . نكته چهارم : علّت ، قرار دادن خداوند عزّ و جلّ به گفته‌اش
: « بِما فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلى بَعْضٍ وَ بِما أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوالِهِمْ
» دلالت دارد بر اين‌كه قيموميّت علّت و منشأ خارجى واقعى دارد ، و يك امر اعتبارى صرف نمىباشد . و برترى موهبتى الهى ( خدادادى ) مردان آن‌چيزى است كه در مردان برحسب طبع از زنان بيشتر است ، و آن بسبب زيادى قوّه تعقّل در آنها و آنچه كه