مهر و نفقه دادن به زن . سپس قصّه سعد و همسرش ( شأن نزول آيه ) را ذكر مىكند و مىگويد (
فَالصَّالِحاتُ قانِتاتٌ
) زنان صالحه ، مطيع خداوند و ادا كنندهء حقوق همسران ( شوهران ) هستند .
(
حافِظاتٌ لِلْغَيْبِ
) حافظ شئون و موجبات غيبت شوهرانند ، يعنى در غيبت شوهر آنچه را كه حفظش از ناموس خود و مال شوهر واجب است حفظ مىكنند و از آن حضرت عليه الصلاة و السلام است كه : بهترين زنان كسى است كه چون به او مىنگرى شادمانت كند ، و چون او را فرمان دهى ترا اطاعت كند ، و اگر از او غايب شوى مال و نفس خود را براى تو حفظ نمايد ، و اين آيه را قرائت فرمود
( الرِّجالُ . . . )
و گفته مىشود : يعنى اسرار شوهر را حفظ كنند . « 1 »
حاشيه شيخ زاده بر تفسير « بيضاوى »
و در حاشيهاى كه شيخ زاده بر تفسير « بيضاوى » نوشته است ، مىگويد : در مورد گفته بيضاوى ( كه مردان بر زنان قيام حكّام را نسبت به رعايا دارند ) از صيغهء قوّام استفاده شده است ، كه اسم مبالغه است براى كسى كه قيام بكارى داشته و مسلّط بر آن و نافذ الحكم در آن زمينه باشد ، كه گوئى امير بر اوست ، و قَوّام و قَيِّم هر دو داراى يك معنى هستند و قَوّام رساتر است و مرد قيّم به حفظ مصالح و تدبير امور زن و ساعى و كوشا در حفظ و نگاهدارى و پاسدارى از زن است .
و در مورد
« قانِتاتٌ »
يعنى زنان مطيع مىگويد : و اطاعت در اينجا اعمّ از اطاعت خداوند و شوهران است ،
« فَالصَّالِحاتُ »
جمع مُحلّاى به الف و لام حمل بر استغراق مىشود و دلالت مىكند كه هر زن صالحهاى همواره و دائماً بايد مطيع خداوند و همچنين همسر باشد و اين كه در غيبت شوهر حافظ واجبات زمان غيبت او ( كه براى خود زن وضع شده است ) باشد ، و مقصود آيه امر است با زبان اخبار ( خبر دادن ) ، و از آن دانسته مىشود كه زن ، صالحه نخواهد بود مگر اينكه مطيع خداوند متعال و شوهر باشد در حضور او ، و نگهدارى حق همسر و حرمت و
هامش
( 1 ) « تفسير بيضاوى » كه در حاشيه قرآن كريم چاپ شده ص 121