خداوند فرموده . « 1 » و با وجود اين نورانيّت و روحانيّت ، آن با هر مزاجى سازگار و دور از همهء اخطار و باعث حيات قلوب ميّته است . و اكثر روايات وارد در اسم اعظم از اين اسم مكرّم خالى نيست ، چنانچه در كتاب « مهج الدّعوات » مذكور است . « 2 » پس به آن ماند كه اين اسم اعظم باشد .
هامش
( 1 ) - تعبير به مقدّمه نمودن « الحىّ » را براى اخلاص تمام نيست ، بلكه تحقّق و ثبوت حيات انحصارى را براى خدا سبب و لزوم اخلاص شمرده است . و چون حيات منحصر به خداست مظاهر جمال نيز در جميع موجودات منحصر به اوست ، و بنا بر اين تمام مراتب حمد و سپاس اختصاص به ذات مقدّس او خواهد داشت . بنا بر اين انحصار حيات در خدا كه به اسم « الحىّ » تعبير شده منهج انحصار حمد نسبت به ذات مقدس اوست .
( 2 ) - در « مهج الدّعوات » از ص 432 تا ص 439 رواياتى را در تعيين اسم اعظم ذكر كرده است كه از بسيارى از آنها استفاده مىشود كه اسم « حىّ » همان اسم اعظم باشد ، مثل آنكه در ص 432 مىفرمايد كه : از امام رضا عليه السّلام مروى است كه « يا حىّ و يا قيّوم » اسم اعظم است . و در ص 434 فرموده است كه بعضى از پيغمبر روايت كردهاند كه اسم اعظم كه دعا بدان مستجاب شود در سه سوره است : در سورهء بقره « آية الكرسى »اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُو در سورهء آل عمرانالم اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُو در سورهء طهوَ عَنَتِ الْوُجُوهُ لِلْحَيِّ الْقَيُّومِ. و در ص 439 فرموده است كه :
از سكّين بن عمّار مروى است كه حضرت موسى بن جعفر عليهما السّلام اسم اعظم خدا را در سجده در زير ميزاب مىخواندند و آن اين بود :
يا نور يا قدّوس ، يا نور يا قدّوس ، يا نور يا قدّوس ، يا حىّ يا قيّوم ، يا حىّ يا قيّوم ، يا حىّ يا قيّوم ، يا حىّ لا يموت ، يا حىّ لا يموت ، يا حىّ لا يموت ، يا حىّ حين لا حىّ ، يا حىّ حين لا حىّ ، يا حىّ حين لا حىّ ، يا حىّ لا إله إلاّ أنت ( سه مرتبه ) أسالك بلا إله إلاّ أنت ( سه مرتبه ) أسألك يا لا إله إلاّ أنت ( سه مرتبه ) و أسألك باسمك بسم الله الرّحمن الرّحيم العزيز المبين ( سه مرتبه ) .