ذَلِكَ بِأَنَّ اللهَ لَوْ شَاءَ لَارَاهُمْ شَخْصَهُ حَتَّى يَأْتُوهُ مِنْ بَابِهِ ، لَكِنْ جَعَلَ اللهُ مُحَمَّدًا وَ ءَالَ مُحَمَّدٍ الابْوَابَ الَّتِى يُؤْتَى مِنْهَا وَ ذَلِكَ قَوْلُهُ :
وَ لَيْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ ظُهُورِها وَ لكِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقى وَ أْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوابِها
« 1 » « 2 » .
« و بنابراين مساوى نيستند آنچه كه معتصمين بدان تمسّك ميجويند با آنچه كه مردم به هر سو راهى را انتخاب نموده و ميروند ؛ مردم پيوسته براى آب خوردن به سوى چشمههاى آلوده و كدر ميروند كه بعضى از آنها در بعضى ديگر ريخته شده و آميخته ميگردد ، ولى كسى كه به سوى آل محمّد بيايد به سوى چشمهء صاف و پاكى آمده است كه به علم خدا جارى است و هيچگاه انقطاع و نابودى ندارد .
و اين حقيقت به جهت آنست كه اگر خداوند اراده فرموده بود كه خودش را بشخصه به مردم بشناساند تا بدون هيچ واسطه از در خدا وارد شده و او را ببينند ، البتّه چنين كارى را ميكرد ، و ليكن محمّد و آل محمّد را درهائى براى شناسائى خود قرار داده است كه بايد از آن درها وارد شوند ؛ و اينست معناى گفتار خدا كه : نيكوئى و خوبى به اين نيست كه شما در خانهها از پشت آنها وارد شويد ! و ليكن خوبى براى كسى است كه تقوى پيشه ساخته است ! و شما به خانهها از درهاى آنها وارد شويد ! »
بارى ، و نظير مفاد اين روايت را دربارهء اهل اعراف ، فُرات بن
هامش
( 1 ) قسمتى از آيه 189 ، از سورهء 2 : البقرة
( 2 ) « بحار الانوار » ج 8 ، ص 336 ، به نقل از « بصائر الدّرجات » ص 146