سيما و علائم مىشناسيم ! « 1 »
روايات دالّه بر اينكه اهل أعراف ، عارفان به خلائقاند
و نيز عيّاشى از زاذان ، از سلمان آورده است كه گفت : شنيدم بيش از ده بار رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم به على ميفرمود :
يَا عَلِىُّ ! إِنَّكَ وَ الأوْصِيَاءَ مِنْ بَعْدِكَ أَعْرَافٌ بَيْنَ الْجَنَّةِ وَ النَّارِ ؛ لَا يَدْخُلُ الْجَنَّةَ إلَّا مَنْ عَرَفَكُمْ وَ عَرَفْتُمُوهُ ، وَ لَا يَدْخُلُ النَّارَ إلَّا مَنْ أَنْكَرَكُمْ وَ أَنْكَرْتُمُوهُ . « 2 »
« اى علىّ ! تو و اوصياء بعد از تو ، أعراف هستيد بين بهشت و آتش ؛ داخل در بهشت نمىشود مگر كسى كه شما را بشناسد و شما هم او را بشناسيد ، و داخل آتش نمىشود مگر كسى كه شما را ناشناخته گيرد و شما هم او را ناشناخته گيريد ! »
و نيز عيّاشى از سَعد بن طَريف از حضرت باقر عليه السّلام در تفسير اين آيه آورده است كه فرمودند :
اى سعد ! ايشان آل محمّد عليهم السّلام هستند ؛ داخل بهشت نمىشود مگر كسى كه آنها را بشناسد و آنها او را بشناسند ، و داخل جهنّم نمىشود مگر كسى كه آنان را ناشناخته گيرد و آنان او را ناشناخته گيرند . « 3 »
و نيز عيّاشى از ثُمالى از حضرت باقر عليه السّلام آورده است كه در پاسخ كسى كه از گفتار خداوند تعالى :
وَ عَلَى الْأَعْرافِ رِجالٌ يَعْرِفُونَ كُلًّا بِسِيماهُمْ
سؤال كرده بود فرمودهاند :
نَحْنُ الاعْرَافُ ! الَّذِينَ لَا يُعْرَفُ اللهُ إلَّا بِسَبَبِ مَعْرِفَتِنَا . و
هامش
( 1 ) « تفسير عيّاشى » ج 2 ، ص 18
( 2 ) همان
( 3 ) همان