تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاد شناسى (فارسى) — صفحة 341

مساهمون:

ص٣٤١
در اين صورت آن دو بسوى تو مىآيند درحالىكه از رگهاى گردن حسين خون تازه جارى است ، و او مىگويد : اى پروردگار من ! حقّ مرا از آنان كه به من ستم كرده‌اند ، در امروز براى من بگير . » و در اين حال خداوند جليل به غضب در مىآيد ، و از غضب او جهنّم به غضب در مىآيد ، و فرشتگان جميعاً به غضب در مىآيند ، و سپس جهنّم ناگهان شعله اى مىكشد و زفيرى و صدائى مىزند . در اين حال فوجى از ملائكهء غضب از جهنّم بيرون مىآيند و يكايك از قاتلان حسين ، پسرانشان و پسران پسرانشان را از ميان گروه‌ها و جمعيّتها جدا مىكنند ، و آنها مىگويند : بار پروردگارا ! ما در روز عاشوراء حاضر نبوده‌ايم و در قتل حسين شركت نكرده‌ايم ! خداوند به زَبانيهء جهنّم مىگويد : آنان را از نشانه‌ها و علائم چهره‌هايشان بگيريد : به چشمان ازرَقى رنگ و چهره‌هاى سياه ! و بگيريد آنها را از زلفهاى پيشانى آنها و بيندازيد در درك اسفل از آتش دوزخ ! زيرا كه آنها بر دوستان و مواليان حسين شديدتر و سخت‌تر بودند از آنان كه با خود حسين محاربه كردند و او را كشتند . و در اين حال صداى شهقهء آنها در جهنّم شنيده مىشود - الحديثَ . « 1 »
هامش
( 1 ) « تفسير فرات » ص 171 و 172 ؛ « بحار الانوار » طبع حروفى ، ج 8 ، ص 172