وجود ، يك اندازه قسمت نگرديده است ، بلكه به هر موجودى به اندازهء ماهيّت و ظرفيّت خود ريخته شده ، و رشحه اى از محبّت لا يزالى و لم يزلى بدانجا تراوش كرده است .
بنابراين اگر بگوئيم حقيقت بهشت ولايت است ، و از آن محبّت مترشّح ميگردد ، و اين محبّت در هر عالمى به قدر آن عالم و به سِعهء آن عالم به صور مختلف و به أشكال متفاوت متجلّى گرديده است و عالم ملك و ملكوت را به وجود آورده است ؛ سخنى به گزاف نگفتهايم . هر جا محبّت شديدتر باشد ، صفا و خلوص و ايثار و انفاق و عبوديّت بيشتر است ، و هر جا كمتر باشد كمتر است . پس ميتوان
يُحِبُّهُمْ
را اساس پى ريزى عالم دانست ، كه از آن
يُحِبُّونَهُ
پيدا مىشود . و
يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ
پيوسته دست در آغوش يكديگر نهاده ، و جذب و انجذاب ربوبى و عبودى موجب پيدايش عالم شدهاند . بندگان از خدا آفريده شدهاند و بسوى خدا بر ميگردند ، و متّقيان بازگشت خوبى دارند .
رسول الله صلّى الله عليه و آله و سلّم مركز ولايت پنهان ، و أمير المؤمنين عليه السّلام ظهور مقام ولايت است .
و بر همين اصل ، روايت مستفيضه بلكه متواترى داريم بالتّواتر المعنوى ، بر اينكه بهشت و آثار بهشت و درجات آن ، و حور و قصور آن ، و فاكهه و شراب آن ، و
جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ
آن ، و غِلمان و فرشته و خازن آن ، و بالاخره تمام خصوصيّات و خواصّ آن ؛ از ولايت و متعلّق به ولايت است ، و بر اين اصل بنا شده و بر اين