كه محلّ تجلّيات نفس و بروز و ظهور عالم توحيد است ، شكسته و ناقص ، و پژمرده و افسرده مىباشند ، گرچه به دستورات دينى خود به نحو اكمل رفتار كرده باشند .
معناى صحيح « لا إِكْراهَ فِي الدِّينِ »
و بنابراين ، از آيه :
لا إِكْراهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ .
« 1 »
« هيچ اكراهى در دين نيست ، زيرا به تحقيق راه رشد از راه گمراهى ، روشن و جدا شده است . »
نمىتوان استفاده كرد كه مردم در انتخاب دين و مذهب مختارند . زيرا اين آيه در مقام بيان اينست كه بگويد : دين و عقيدهء قلبى يك امر وجدانى است ، و در آن نمىتوان كسى را مجبور كرد و اضطراراً به دينى در آورد . و بعد از آنكه رشد و سعادت از غىّ و گمراهى شناخته شد ، خود مردم بايد به دنبال رشد و كمال بروند ؛ امّا اينكه مردم در انتخاب و اختيار دين مختارند ، چنين نيست . مردم از نقطهء نظر ظاهر و احكام اجتماعى و دستورات اخلاقى حتماً بايد دين اسلام را بپذيرند ، و خود اين پذيرش رفته رفته دلهاى آنها را هم به قبول كمالات معنوى اين دين مىكشاند .
خلاصه و محصّل مطلب آنكه : اين آيه در مقام بيان حكايت از حالات قلبى مردم است نه در مقام انشاء و اعطاء اختيار در عالم ظاهر ؛ و شاهد بر اين مطلب آنكه : علاوه بر دو آيه اى كه أخيراً ذكر شد آياتى ديگر در قرآن كريم داريم كه دلالت دارند بر آنكه فقط دين
هامش
( 1 ) صدر آيه 256 ، از سورهء 2 : البقرة