و بنا بر آنچه گفته شد ، شفاعت از مصاديق سببيّت است كه بين سبب اوّل و مسبَّب فاصله مىشود و نمىگذارد كه آن سبب اوّل حكم ضررى را روى موضوع بياورد ؛ بلكه بر اساس اين توسّط ، حكم گذشت و عفو را روى موضوع مىآورد .
آيات وارده در شفاعت تشريعيّهء الهيّه
حال كه اين مقدّمه دانسته شد ، مىگوئيم كه :
از اينجا خوب به دست مىآيد كه از نقطهء نظر تشريع هم ، شفاعت در نزد خداوند اشكال و محذورى ندارد ؛ چون بنا بر آنچه گذشت معلوم شد كه عنوان شفاعت در موارد تخطّى و تجاوز با شرائط خاصّه در نزد حاكم على الإطلاق جائز است . و در اين باره آياتى از قرآن مجيد وارد شده است ، چون :
يَوْمَئِذٍ لا تَنْفَعُ الشَّفاعَةُ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ وَ رَضِيَ لَهُ قَوْلًا
. « 1 »
« در آن روز قيامت شفاعت از كسى پذيرفته نيست ، مگر از كسى كه خداوند به او اذن در شفاعت داده باشد و گفتار او را پسنديده باشد . » و چون :
وَ لا تَنْفَعُ الشَّفاعَةُ عِنْدَهُ إِلَّا لِمَنْ أَذِنَ لَهُ
. « 2 »
« و در نزد خداوند شفاعت كسى مقبول نيست و سودى نمىبخشد ، مگر براى كسى كه خداوند به او اجازهء شفاعت را داده
هامش
( 1 ) آيه 109 ، از سورهء 20 : طه
( 2 ) صدر آيه 23 ، از سورهء 34 : سبأ