على عليه السّلام را !
بارى شاهد از ذكر اين روايت آن بود كه طبق نقل مجلسى أشعار حميرى را از زبان فضيل در محضر حضرت صادق عليه السّلام بيت 46 و 47 را ذكر نكرده و بر همين ترتيبى كه ما ترجيح داديم آورده است .
در اينجا لازم است به ذكر چهار فائده اشاره كنيم :
فائدهء اوّل آنكه : همانطور كه ذكر شد ، قاضى نور الله در « مجالس المؤمنين » اين قصيده را آورده است ، ليكن أوّلًا شرح خواب حضرت رضا عليه السّلام را همانطور كه مجلسى از بعضى از تأليفات اصحاب ذكر كرده است ، او از أبو عَمرو كَشّى در كتاب رجال خود از سهل بن ذبيان روايت نموده است .
ثانياً شرح خوابى را كه او بيان كرده است ، با شرح خوابى را كه مجلسى بيان كرده است ، در چند مورد تفاوت دارد :
از جمله آنكه سَهل بن ذبيان ميگويد : چون خدمت حضرت رضا عليه السّلام رسيدم ، آن حضرت را متفكّر ديدم ، كه سر مبارك را پيش انداخته و با انگشت بر روى زمين اشاراتى داشتند ؛ و چون حضرت مرا ديدند فرمودند : - الخ .
و نيز آنكه حضرت رضا عليه السّلام ميفرمايد : چون در قبّهء خضراء وارد شدم ، ديدم رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم نشسته بودند ، و از جانب راست ايشان ، جوانى خوبروى بر سر زانوى پيرمردى نشسته ، كه آن مرد پير از غايت پيرى ، موى ابروى
معاد شناسى (فارسى) — صفحة 485
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٤٨٥