سوگند به خدا كه معناى باطنش همانست كه من بعينه گفتم ! اى ابراهيم ! قرآن ظاهرى دارد و باطنى ، و محكمى و متشابهى ، و ناسخى و منسوخى !
و سپس فرمود : اى ابراهيم ! مرا آگاه كن از خورشيد كه چون طلوع كند و شعاعش در شهرها ظاهر گردد ، آيا آن شعاع از قرص خورشيد جداست ؟ !
من عرض كردم : در حال طلوعش جداست !
حضرت فرمود : آيا اينطور نيست كه آن شعاع متّصل به خورشيد است ، و بنابراين چون خورشيد غروب كند آن شعاع به آن بر مىگردد ؟ !
من عرض كردم : آرى !
حضرت فرمود : همينطور هر چيزى به سنخ خودش و جوهر خودش و اصل خودش بازگشت مىكند ؛ و چون روز قيامت بر پا شود ، خداوند تعالى طينت و گِل ناصبى را با تمام اثقال و اوزارش و با تمام خطاها و بارهايش از مؤمن جدا مىكند و آنها را مىكَنَد ، و همه را به ناصبى مُلحَق مىكند ؛ و طينت و گِل و سنخ مؤمن را با تمام حَسَنات و طرق مختلفهء خيرات و نيكىها و كوشش و اجتهاد را از ناصبى مىكَنَد و جدا مىكند ، و همه را به مؤمن مُلحَق مىكند ! آيا در اين عمل ، تو ظلم و عداوتى مىبينى ؟ !
من عرض كردم : نه ، اى پسر رسول خدا !
حضرت فرمود : اينست سوگند به خدا ، قضاوت جدا كننده و
معاد شناسى (فارسى) — صفحة 294
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٢٩٤