رَبِّهِمْ لَكافِرُونَ
« 1 »
« آيا مردم در نفوس خود انديشه نمىنمايند ، كه خداوند آسمانها و زمين و آنچه را كه در بين آنهاست ، نيافريده است مگر به حقّ و اجل مسمّى ؟ و بدرستى كه بسيارى از مردم به لقاء پروردگارشان كافرند » .
اجل مسمّى ، زندگى جاويد هر موجود نزد خداست
ما بحول الله و قوّته ، در مجلس دوّم از جلد اوّل مطالبى را دربارهء اجل و اجل مسمّى بيان كردهايم ، و تا حدّى روشن شده است كه تمام موجودات زمينى و آسمانى داراى أمدى معيّن و حدّى محدودند ؛ امّا اجل مسمّى كه نزد خداست ، به مفاد :
ما عِنْدَكُمْ يَنْفَدُ وَ ما عِنْدَ اللَّهِ باقٍ
« 2 »
« آنچه در نزد شماست نابود مىشود ، و آنچه در نزد خداست باقى ميماند . »
آن اجل مسمّى نَفاد و نابودى ندارد ؛ و اين اجلهاى متعارف ، نمودى و ظاهرى و مقام نازلى از آن اجل مسمّى است . و در حقيقت ، اجل واقعيّتى است واحد كه دو جهت دارد : يك جهت به طرف عالم طبع و فساد و كثرت است ، و جهت ديگر به طرف عالم تجرّد و ثبات و وحدت ؛ اين جهت را اجل و آن جهت را اجل مسمّى گويند .
اين دو آيه اى كه ذكر شد ، اينطور مىفهماند كه خلقت آسمانها و زمين و ما بينَهما به حقّ است و به اجل مسمّى است . و « باء » بحقّ و أجل مسمّى ، يا براى سببيّت است و يا براى مصاحبت ؛ يعنى ما آنها
هامش
( 1 ) آيه 8 ، از سورهء 30 : الرّوم
( 2 ) صدر آيه 96 ، از سورهء 16 : النّحل