فَيَمْكُثُ مَا شَاءَ اللهُ .
فَيَقُولُ اللهُ : ارْفَعْ رَأْسَكَ ! وَ اشْفَعْ تُشَفَّعْ ! وَ سَلْ تُعْطَ ذَلِكَ ! وَ هُوَ قَوْلُهُ :
عَسى أَنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقاماً مَحْمُوداً .
« 1 »
« از شدّت روز قيامت ، مردم تا به گردن در عرق خود فرو ميروند و عرق چون لگامى كه بر دهان آنها زده شود ، مانع از تكلّمشان ميگردد ؛ و با يكديگر ميگويند : ما را به نزد آدم ببريد تا از ما نزد پروردگارش شفاعت كند .
چون به نزد آدم مىآيند ، ميگويند : اى آدم از ما نزد پروردگارت شفاعت كن !
آدم ميگويد : من خود خطيئه و گناهى دارم ! بر شما باد به نوح . چون به نزد نوح بيايند ، نوح آنها را به پيامبر بعدى خود حواله ميدهد ، و همچنين هر پيامبرى به پيامبر بعدى خود ارجاع ميدهد تا آنكه منتهى به عيسى مىشوند .
عيسى ميگويد : بر شما باد به مُحمَّد رَسول الله . و آنها خود را به او عرضه ميدارند و از او تقاضا مىكنند ، او ميگويد : به راه افتيد !
و خود آنها را تا درِ بهشت مىآورد ، و در مقابل بابُ الرَّحْمَن مىايستد و به زمين به حال سجود مىافتد و به قدرى كه خداوند اراده كرده است در حال سجده مىماند .
در اين وقت خداوند عزّ و جلّ ميگويد : سرت را بلند كن ! و
هامش
( 1 ) « تفسير قمّى » طبع سنگى ، ص 387 ؛ و از طبع حروفى نجف ، ج 2 ، ص 25