حقيقت صراط مستقيم آن راهى است كه بدون مختصر اعوجاج و انحرافى ، انسان را بسوى وطن اصلى خود كه حرم امن و امان الهى باشد ، برساند ؛ يعنى آن راه مستقيمى كه او را حركت دهد به نقطه بَدء و مبدأ نزولش به اين عالم .
انسان از مبدئى كه به اين عالم طبع نزول نمود ، استعداد و قوّهء محض بود ؛ در اين عالم بايد همه قوا و استعدادها را به فعليّت برساند ، و عود كند و بازگشت نمايد به همان نقطه با فعليّت تامّه ؛ راه بازگشت و كيفيّت معاودت را صراط ، و پاكى و طهارت و سرعت آن را در وصول ، استقامت آن گويند .
تمام افراد بشر خواهى نخواهى بايد اين راه را طىّ كنند : چون همه آنان از صفات خدادادى و غرائز جبلّى هر يك به نوبه خود برخوردارند ؛ و از راه همين صفات و غرائز و كيفيّت مجاهده و تطهير آن به مرحله كمال خود ميرسند ؛ و كشف حقيقت براى آنها مىشود ؛ و به مقام لقاء الله نائل مىآيند ؛ ولى فرق است بين آن كسانى كه با تجلّيّات جماليّه حضرت حقّ به لقاء الله نائل ميگردند ؛ و بين كسانى كه با تجلّيات جلاليّه و قهّاريّه ، كشف حجب از آنان ميگردد و بواسطه ظهور و بروز اسمائى از خداوند چون الجَبّار و شديدُ العِقابِ و المُنتَقِم و أمثال آنها به نقطه بازگشت خود ميرسند .
انسان بواسطه نسيان طبع و مادّه و موت اختيارى و يا اضطرارى بالاخره به مقصد ميرسد و تجلّيات ربّانيّه در او بوجود مىآيدولى بر حسب اختلاف درجات تكاملى نفوس ، بهرمند شدن از
معاد شناسى (فارسى) — صفحة 53
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٥٣