صراط ظاهر و صراط باطن
بارى ، با تأمّل و دقّت در اين روايات كه از مصادر وحى نازل شده است به خوبى ابحاثى را كه دربارهء صراط نموديم ، روشن مىشود ؛ كه صراط ، ظاهرى دارد و باطنى ؛ ظاهرش همان راه و منهاج امام است و باطنش حقيقت ولايت است كه در روز بازپسين به صورت جِسرى به روى دوزخ كشيده مىشود ؛ و موجب نجات مردم از ورود در آن ميگردد .
مرحوم محدّث قمّى گفته است : تمام حروف مقطّعه از اوائل سورههاى قرآن را جمع كردهاند و مكررات از آن را حذف كردهاند و بقيّه را كه با هم تركيب نمودهاند چنين درآمده است : عَلىُّ صِراطُ حَقِّ نُمْسِكُهُ . علىّ راه حقّ است كه ما او را اتّخاذ ميكنيم و ميگيريم ؛ و يا چنين در آمده است : صِراطُ عَلىَّ حَقٌّ نُمْسِكُهُ راه علىّ حقّ است كه ما آن را ميگيريم و اتّخاذ ميكنيم . » « 1 »
و نيز فرموده است كه در « تفسير حضرت امام حسن عسكرى عليه السّلام آمده است كه :
تَعَلُّقُ مُحِبِّى فَاطِمَةَ صَلَواتُ اللهِ عَلَيْهَا فِى الْقِيَمَةِ بِأَهْدَابِ « 2 » مِرْطِهَا « 3 » مَمْدُوداً عَلَى الصِّرَاطِ . « 4 »
در روز قيامت محبّان فاطمه صلوات الله عليها خود را به
هامش
( 1 ) « سفينة البحار » حرف صَرَطَ ، ج 2 ، ص 28
( 2 ) هُدْب و هُدُب مژگان را گويند ، و به معناى ريشههاى اطراف لباس نيز مىآيد و جمع آن أهداب است .
( 3 ) مِرْط به كسر ميم به معناى لباس ندوخته است و همچنين به لباسهاى بلند از پشم و نحو آن گويند و جمع آن مُروط است .
( 4 ) « سفينة البحار » ماده صَرَطَ ج 2 ، ص 28