چشم ما ديدهء خفّاش بود ورنه ترا * پرتو حسن به ديوار و درى نيست كه نيست « 1 »
و چه عالى عارف شبسترى سروده است :
: روا باشد أنا الله از درختى * چرا نبود روا از نيكبختى « 2 »
و نيز سبزوارى به عنوان شاهد فرموده است :
غافل از خويش خدا مىطلبى * اى غلط كرده كرا مىطلبى
مخزن گنج معانى دل تست * مقصد هر دو جهان حاصل تست « 3 »
در اين مسجد هم اكنون هزاران موج صوتى از اطراف و اكناف دنيا آمده و موجود است ، فرستندهها مشغول فرستادن هستند ، امّا ما هيچكدام را نمىشنويم و بايد دستگاهى بياوريم كه گيرنده باشد و بوبين آن را ميزان كنيم با آن طول موج خاصّ تا قابل شنيدن باشد .
اگر اين كار را كرديم مىشنويم ؛ و گرنه نمىشنويم .
پس الآن نمىتوانيم بگوئيم كه در اين مسجد صدا نيست ؛ بلكه هست ، ما نمىشنويم .
ميگويد : موسائى نيست كه دعواى أنا الحقّ را بشنود و گرنه اين سخن در هر درختى هست ، بلكه در هر موجودى هست . آن درخت خصوصيّتى ندارد ، مثل سائر اشجار است ، و تمام درختهاى جهان مركز تجلّى خدا هستند ، مركز نور و ظهور حقّ هستند ، نمايشگر
هامش
( 1 ) « لغت نامهء دهخدا » در جلد حرف س ، ص 237
( 2 ) « گلشن راز » با خطّ عماد اردبيلى ، ص 41
( 3 ) « شرح منظومه » طبع ناصرى ، در حاشيهء ص 301