نسبت موجودات سابقه و لاحقه با هم يكسان است ؛ و هيچ كدام نسبت بهم سَبْق و لُحوقى ندارند ، قبليّت و بعديّت نيست . و آنچه موجودات را در يك نظم در مىآورد و مانند دانههاى تسبيح به يكديگر ترتيب ميدهد و مانند صفحات كتاب عنوان تقدّم و تأخّر مىبخشد زمان است .
و همان طورى كه نمىتوانيم موجودات سابق را نسبت به زمان حال سابق گوئيم - چون وقتى زمان برداشته شده ديگر زمان حال معنى ندارد - همين طور موجودات لاحقه را نمىتوانيم لاحق بگوئيم .
و شما بيائيد در اينجا عكس مطلب را بگوئيد ؛ بگوئيد : آن موجودات سابقه ، معاد اين موجودات لاحقه است ؛ زيرا وقتى عنوان تدريج زمان و محقّق عنوان تقدّم و تأخّر نبود ، و لُحوق و سَبق و لاحقيّت و سابقيّتى نبود ، چه تفاوت مىكند كه موجودات لاحقه را معاد موجودات سابقه بگيريم يا عكس اين كار را كنيم و موجودات سابقه را معاد موجودات لاحقه قرار دهيم ؟
پس بنا بر فرض انعدام زمان بالمرّة ، عنوان عَود و معاد و مُعاودت و بازگشت و تمام لغاتى كه مفيد اين معنى هستند ، معنى ندارد ؛ و موجودات لاحقه موجوداتى هستند كه ابتداءً خدا ايجاد نموده و عنوان لحوق بر آنان مجرّد تعبير و لقلقهء لِسان است .
اين مسأله ، مسألهء مهمّى است و اين اشكال بايد حلّ شود ؛ و از اين روايات نمىتوان درگذشت و آنها را طرح و طرد نمود . فرمايشات امام است و معدن علوم و خزانهء أسرار غيب و معارف الهيّه ؛ كلام
معاد شناسى (فارسى) — صفحة 66
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٦٦