و اين مسأله بسيار شايان دقّت است و بايد كاملًا توجّه كرد كه مفاد و مفهوم اين روايات چيست ؟
أمير المؤمنين عليه السّلام ضمن خطبهاى در « نهج البلاغة » ميفرمايد :
وَ إنَّ اللَهَ سُبْحَانَهُ يَعُودُ بَعْدَ فَنآءِ الدُّنْيَا وَحْدَهُ لَا شَىْءَ مَعَه ، كَمَا كَانَ قَبْلَ ابْتِدَآئهَا . كَذَلكَ يَكُوُنَ بَعْدَ فَنآئهَا بلَا وَقْتٍ وَ لَا مَكَانٍ وَ لَا حِينٍ وَ لَا زَمَانٍ .
عُدمَتْ عِنْدَ ذَلكَ الأَجَالُ وَ الْأَوْقَاتُ ، وَ زالَتِ السِّنُونَ وَ السَّاعَاتُ .
فَلا شَىْءَ إِلَّا الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ ، الَّذى إلَيْهِ مَصيرُ جَميعِ الْأُموُرِ . « 1 »
« وقتى ميخواهد قيامت بر پا شود و در صور دميده شود ، تمام موجودات از بين ميروند و خدا مىماند و بس ، تك و تنها ، هيچ با خدا نيست . و همانطور كه قبلًا خداوند عالم را ايجاد فرموده تنها بوده و چيزى با او نبوده است ، بعداً هم تنها خواهد بود و چيزى با او نخواهد بود .
و در آن هنگام ، اجلها و مدّتها از بين ميرود ؛ سالها و ساعتها از بين ميرود . و هيچ نيست مگر خداوند واحد قهّار ، آن خدائى كه بازگشت همه بسوى اوست . »
در اينجا أمير المؤمنين عليه السّلام ميفرمايد : خداوند ، واحد و
هامش
( 1 ) « نهج البلاغة » خطبهء 184 ، صفحهء 359 و 360 ، از ج 1 ، طبع عبده - مصر ، مطبعهء عيسى البابى الحلبى