است .
3 - و چنانچه نفسى رأيش چنين باشد كه در راه محبّت سختى نبيند ، هر گاه متعرّض عشق گردد ، از اين حريم به دور انداخته مىشود .
4 - پس من مورد عنايت و نصرت خدا واقع شدم ، نه با كارى كه با چشم و گوش انجام دادم و نه با اكتسابى كه نمودم و نه با استحقاق جبلّى و طبيعتى كه داشتم .
5 - و من عاشق ، سرگردان و دلباختهء او شدم در عالم امر ، در آن جائى كه ظهور عالم خلق نبود ، و مستى من از آن جمال مقدّس ، قبل از ابتداى آفرينش طبعى و طبيعى من بود .
6 - ظاهر شد در پردهء حجاب ؛ و پنهان شد بواسطهء مظاهر خود در هر دوره و ظهورى به رنگهاى مختلف .
7 - پس با طيب نفس خود محبّت خدا را بپذير ؛ در اين صورت برتر و والاتر از همهء نفوس بندگان خدا از عبادت كنندگان در هر امّت و گروهى خواهى شد !
8 - تمام محبّتها و ميلها بسوى خدا تجمّع كرده ؛ حتّى نمىبينى در او غير از عاشقى كه غير از عشق چيزى نمىشناسد .
9 - و چنانچه در خود تمام صورتهاى محاسن و نيكوئىها را جمع كند ، من تمام معانى دقيقه را در او مشاهده مىنمايم .
10 - و اگر جسم مرا باز و منشرح كند ، در هر ذرّهاى از آن مىبيند كه تمام دلهائى است كه در آن تمام محبّتها موجود است .
معاد شناسى (فارسى) — صفحة 36
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٣٦