تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاد شناسى (فارسى) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥
فرشتگان ثناى مرا بجا مىآورند . و انبياء و مرسلين ، نيز حمد و ثناى مرا بجا مىآورند . و امّت‌هاى صالح نيز حمد و ثناى مرا بجا مىآورند .

عبور فاطمه عليها سلام الله از محشر ، و شفاعت كبرى

در اين حال از داخل عرش پروردگار ، منادى ندا مىكند : يَا مَعْشَرَ الْخَلَائِقِ ! غُضُّوا أَبْصَارَكُمْ حَتَّى تَمُرَّ بِنْتُ حَبِيبِ اللهِ إلَى قَصْرِهَا ! « اى اهل محشر ! چشمان خود را پائين بيفكنيد و خيره نگاه نكنيد ، كه دختر حبيب خدا اينك ميخواهد به قصرش برود ! » فَتَمُرُّ فَاطِمَةُ بِنْتِى ، عَلَيْهَا رَيْطَتَانِ خَضْرَاوَانِ ، وَ عِنْدَ حَوْلِهَا سَبْعُونَ أَلْفَ حَوْرَاءَ . فَإذَا بَلَغَتْ إلَى بَابِ قَصْرِهَا وَجَدَتِ الْحَسَنَ قَائِمًا وَ الْحُسَيْنَ قَائِمًا « 1 » مَقْطُوعَ الرَّأْسِ . « در اين حال دختر من فاطمه در محشر حركت مىكند ، و بر دوش او دو حلّهء سبز رنگ است ، و در اطراف او هفتاد هزار حوريّه حركت مىكنند . و چون به در قصرش ميرسد ، مىبيند كه حسن بر در ايستاده است ، و حسين با سر بريده بر در ايستاده است . » به فرزندش حسن ميگويد : اى حسن ! اين شخص سر بريده كيست ؟ حسن ميگويد : اين برادر من است ! امّت پدرت او را كشتند ، و سرش را جدا كردند .
هامش
( 1 ) در اصل « تفسير فرات بن إبراهيم » وَ الْحُسَيْنَ نَائِمًا ( يعنى حسين با سر بريده خوابيده بود . ) ضبط كرده است . ( تعليقه )