تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاد شناسى (فارسى) — صفحة 105

مساهمون:

ص١٠٥
جنبهء وجه خلقى و وجه اللهى دو اعتبار است كه منافات با تشخّص آنها ندارد ؛ و چون يكى از آنها ظاهر باشد ديگرى مختفى است ؛ مگر براى افرادى كه به مقام جمع الجمعى رسيده و حفظ باطن و ظاهر را به ملاك باطن و ظاهر كاملًا مىنمايند . بارى ، يك وقت انسان در اين عالم ، موجودات را به نظر استقلال مينگرد كه هر يك از آنها مؤثّرند ، و يك وقت آنها را به اين نظر نمىنگرد بلكه به اين نظر مينگرد كه قائم به خدا هستند و خدا قيّوم آنهاست ، و جز پروردگار در هيچيك از عوالم ، موجودى قيّوم آنها نيست . اين همان وجه اللهى و وجه ربّى است كه ميفرمايد :
وَ يَبْقى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ
. « 1 » و در دنيا تا انسان گرفتار هواى نفس امّاره ، و آرزوهاى دراز ، و خيالات باطل ، و افكار شيطانى است ؛ اينها مانع ميشوند از اينكه آن وجه ربّى بر انسان ظهور كند و آدمى حقيقت امر را ادراك كند . حضرت سجّاد امام زين العابدين عليه السّلام در دعاى أبو حمزهء ثُمالى ميفرمايد : وَ أَنَّ الرَّاحِلَ إلَيْكَ قَرِيبُ الْمَسَافَةِ ، وَ أَنَّكَ لَا تَحْتَجِبُ عَنْ خَلْقِكَ إلَّا أَنْ تَحْجُبَهُمُ الاعْمَالُ [ الآمَالُ - خ ل ] دُونَكَ « 2 » . « ( بار پروردگارا ! ) و آن مسافرى كه بار سفر بسته و بسوى تو در
هامش
( 1 ) آيه 27 ، از سورهء 55 : الرّحمن ( 2 ) « مفاتيح الجنان » ص 187 به نقل از « مصباح المتهجّد » ؛ و در « مصباح » ص 402 از طبع سنگى