تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاد شناسى (فارسى) — صفحة 92

مساهمون:

ص٩٢
هست ؛ و اين جنبه منافاتى با وحدت پروردگار ندارد ، بلكه مؤيّد آن است . آنچه منافات با موحَّد بودن ( نه وحدت ) دارد ، افكار شهوى و آلوده به گناه و آرزوهائى است كه بين مردم و خدا جدائى مىاندازد و نميگذارد در ديدهء آنان نور خدا در تمام موجودات جلوه داشته باشد ، و آنان ادراك آن جلوه را بنمايند . اگر نفس ، اصلاح شود تمام اين مسائل حلّ مىشود ؛ بدبينىها مرتفع ميگردد ؛ سلسلهء علل و اسباب عالم خلق همه به خداوند خالق ، ربط و بستگى مىيابد ؛ نور خدا در تمام عوالم طلوع مىكند ، و مؤمن نور خدا را در جميع عوالم مشاهده و ادراك مىكند .

قيامت ، محلّ ادراك توحيد خداست نه محلّ اصل توحيد

و منظور و مقصود از قيامت همين است و بس ؛ چون قيامتْ عالم معاد است ، و معاد يعنى عود و بازگشت انسان بسوى خدا .
كَما بَدَأَكُمْ تَعُودُونَ
. « 1 » « همچنان كه خداوند شما را ابتداءً ايجاد كرد بازگشت مىكنيد . »
كَما بَدَأْنا أَوَّلَ خَلْقٍ نُعِيدُهُ
. « 2 » « همچنان كه ما عالم آفرينش را ابتداءً آفريديم عود و بازگشت ميدهيم . » پس فرضاً اگر انسان از دنيا برود و جنبهء وجه اللهى براى او مشهود نگردد ، عود بسوى خدا نكرده است .
هامش
( 1 ) ذيل آيه 29 ، از سورهء 7 : الاعراف ( 2 ) قسمتى از آيه 104 از سوره 21 : انبياء