و اقوام و سائر افرادى كه در دنيا انسان به آنها اعتماد داشت و مالى كه به آن تكيه ميزد و بطور كلّى اينها اصول زندگانى انسان در دنيا بودند در آنجا صِفرند .
لَقَدْ تَقَطَّعَ بَيْنَكُمْ وَ ضَلَّ عَنْكُمْ ما كُنْتُمْ تَزْعُمُونَ
. « 1 »
فرشتگان به انسان ميگويند : « بين شما و آنها بريده شد و آنچه مىپنداشتيد كه براى شما فائده دارد ، از نزد شما گم شد . »
و نتيجهء اين بحث اين شد كه زمين و زمان و موجودات خارجى گناه ندارند . اگر شما از چيزى ناراحت هستيد نگوئيد لعنت به اين روزگار ؛ لعنت به اين زمان ؛ اى خورشيد چنان ؛ اى زمين چنان ؛ اى آسمان چنان !
از بين رفتن موجودات ، از نقطهء نظر وجه خلقى آنهاست نه وجه ربّى
در روايت وارد است كه رسول اكرم صلّى الله عليه و آله و سلّم فرمودند :
لَا تَسُبُّوا الدَّهْرَ ! فَإنَّ الدَّهْرَ هُوَ اللهُ . « 2 »
« دهر و روزگار را سبّ و شتم نكنيد ! زيرا دهر و روزگار همان خداست . »
روزگار يعنى چه ؟ يعنى خورشيد و ماه و ستارگان و زمين و غير ذلك . اينها كه بد نيستند ، اينها همه خوبند ؛ اصل وجود آنان وجه الله است ؛ و آن عنوانِ بد كه شما به آن ميدهيد عنوان زشتى است كه از نظر ديدگاه شما و بالاخره از نفس شما به آنها داده مىشود ؛ بنابراين
هامش
( 1 ) ذيل آيه 94 ، از سورهء 6 : الانعام
( 2 ) « إحيآء العلوم » ج 4 ، ص 345 ؛ « بحار » ج 60 ، ص 9