حتّى در زمان حيات خود به ذى القرنين معروف بوده است ، چون قرآن ميفرمايد :
وَ يَسْئَلُونَكَ عَنْ ذِي الْقَرْنَيْنِ .
« 1 »
قُلْنا يا ذَا الْقَرْنَيْنِ
« 2 » .
قالُوا يا ذَا الْقَرْنَيْنِ
. « 3 »
و ديگر آنكه مؤمن به خدا و روز قيامت بوده و متديّن به دين حقّ بوده است .
و سوّم آنكه از كسانى بوده كه براى او خير دنيا و آخرت جمع شده بود . امّا خير دنيا ، همان حكومت عظيمى كه بين مشرق تا مغرب خورشيد امتداد داشته و عالمگير بوده است و چيزى در مقابل او مانع و سدّ راه نبود ، و اسباب پيشرفت را خداوند عزّ و جلّ به او عنايت كرده بود ؛ و امّا خير آخرت همان بسط عدل و اقامهء حقّ و صَفح و عفو و رفق و كرامت نفس و بثّ خير و دفع شرّ بود .
پس او از دو نقطهء نظر جسمانيّت و روحانيّت سيطره داشت .
و چهارم آنكه با بعضى از مردمان ستمگر در مغرب برخورد نموده و آنان را عذاب كرد . و سفرى به مشرق نموده ، و در سفر ديگرش سدّ محكمى بنا كرد ، و اين سدّ در مغرب يا مشرق آفتاب نبود ، چون بعد از آنكه سفر مغرب و مشرق را طىّ كرد ، حركت كرد بسوى قومى كه از تمدّن دور بودند و براى آنان سدّ را بنا كرد .
و از مشخّصات سدّ او علاوه بر آنكه محلّش در مشرق و مغرب
هامش
( 1 و 2 و 3 ) در آيات 83 ، 86 و 94 از سورهء 18 : الكهف