و بواسطهء نقبى كه در زير آن ايجاد كنند باز براى خود امكان رفت و آمد داشته باشند .
در اين حال ذو القرنين گفت : اين رحمت از پروردگار من است كه به من عنايت فرمود و من توانستم براى شما چنين سدّى بسازم ، امّا در آن زمانى كه وعدهء پروردگار من براى قيامت برسد ، ديگر اين سدّ ، خراب و مندكّ و بدون ارزش و اثر خواهد شد .
اين است آنچه قرآن كريم دربارهء ذو القرنين بيان فرموده است .
احتمالات بسيار در اينكه ذو القرنين كيست
امّا ذوالقرنين كيست و آيا در كتب سماوى ديگر و يا در تواريخ از او نامى به ميان آمده است ؟
احتمالات بسيار است . مورّخين و مفسّرين بحثهاى طولانى دربارهء اين موضوع نمودهاند و نهايت كوشش خود را با استمداد از رواياتى كه دربارهء ذو القرنين آمده است مبذول داشته و هر يك براى خود آيه را به نحوهاى تفسير و بعضى از مُلوك را مورد و مسمّاى لقب « ذو القرنين » دانسته و اين عنوان را بر او منطبق نمودهاند .
دربارهء تعيين ذو القرنين و علّت تسميهء او بدين لقب در « مجمع البحرين » در مادهء « ق ر ن » و در خامس « بحار الانوار » در احوالات ذوالقرنين مفصّلًا بياناتى شده است .
بيانات علّامهء طباطبائى دربارهء ذو القرنين
علّامهء طباطبائى مدّ ظلّه در تفسير اين آيه شريفه ميفرمايد :
روايات مرويّه از طريق شيعه و سنّى از رسول الله صلّى الله عليه و آله و سلّم ، و از طريق شيعه از ائمّهء اهل بيت عليهم السّلام و اقوال صحابه و تابعين در قضيّهء ذو القرنين به قدرى مختلف است كه