أَضْرَعَ اللهُ خُدُودَكُمْ ، وَ أَتْعَسَ جُدُودَكُمْ . لَا تَعْرِفُونَ الْحَقَّ كَمَعْرِفَتِكُمُ الْبَاطِلَ ، وَ لَا تُبْطِلُونَ الْبَاطِلَ كَإبْطَالِكُمُ الْحَقَّ . « 1 »
« چقدر مدارا كنم با شما مانند مدارا كردن با شتران جوانى كه كوهان آنها به علّت گرانى بار از داخل آسيب ديده و از ظاهر سالم مىنمايد ( و بواسطهء آن آسيب از بار كشيدن ميگريزند ، و بدين جهت ساربانان از ترس گريختن با آنها مدارا مىكنند ) .
و چقدر مدارا كنم با شما مانند مدارا كردن با جامههاى كهنه كه پى در پى پاره ميشوند ؛ بطورى كه از هر طرف دوخته شوند ، از طرف ديگر پاره و دريده ميشوند .
آيا هر بار كه طليعهء سپاهى از سپاهيان شام ظاهر شود و بر شما مُشرف گردد ، هر كدام از مردان شما در خانهء خود ميرود و در را به روى خود قفل مىكند ، و مانند سوسمار در سوراخ خود مىخزد و مانند كفتار در لانهء خود پنهان ميگردد ؟
سوگند به خدا ، ذليل آن كسى است كه شما او را يارى مىكنيد ، و كسى كه تير مىاندازد به كمك و معاونت شما ( به جانب دشمنان ) تير مىاندازد با تير شكستهء بدون پيكان .
سوگند به خدا كه شما ( اهل عيش و عشرتيد ! ) در ساحتهاى خانهها و باغها و مجامع مجتمع ميگرديد و بسيار ظاهر ميشويد ، ولى در زير پرچمهاى عزّ و شرفِ كارزار اندكيد .
هامش
( 1 ) خطبهء 67 از « نهج البلاغة » ؛ و از طبع عبده مصر : ج 1 ، ص 117 و 118