شرحى دربارهء آن نوشته است . « 1 »
تا اينجا بحث ما راجع به ذو القرنين و يأجوج و مأجوج و بناى سدّ به پايان ميرسد .
معنى خرد شدن سدّ ذو القرنين
حال بايد ببينيم معناى دَكّ چيست كه در قرآن كريم دكّ سدّ ذو القرنين را از علائم قيامت شمرده است :
فَإِذا جاءَ وَعْدُ رَبِّي جَعَلَهُ دَكَّاءَ .
و ديگر آنكه باز شدن راه يأجوج و مأجوج از هر جانب و سرازير شدن آنها را بسوى شهرها و بلاد از علائم مىشمرد ؛ و شكستن سدّ و سرازير شدن آنها ، از مَلاحِم و اخبار غيبيّهء قرآن است .
حَتَّى إِذا فُتِحَتْ يَأْجُوجُ وَ مَأْجُوجُ وَ هُمْ مِنْ كُلِّ حَدَبٍ يَنْسِلُونَ * وَ اقْتَرَبَ الْوَعْدُ الْحَقُّ فَإِذا هِيَ شاخِصَةٌ أَبْصارُ الَّذِينَ كَفَرُوا يا وَيْلَنا قَدْ كُنَّا فِي غَفْلَةٍ مِنْ هذا بَلْ كُنَّا ظالِمِينَ
. « 2 »
« تا زمانى كه يأجوج و مأجوج گشوده ميشوند ، و آنها از هر مكان مرتفع كوه و تپّهاى با سرعت سرازير ميشوند و وعدهء حقّ پروردگار نزديك ميگردد . پس در آن هنگام ديدگان كسانى كه كفر ورزيدهاند از شدّت خوف و وحشت به بالا گرائيده مىشود ؛ و ميگويند : اى واى بر ما ! ما از بروز چنين حادثهاى در غفلت بوديم ، و حقّاً ما از ستمكاران بودهايم » .
كلام علّامهء طباطبائى در تفسير :
جَعَلَهُ دَكَّاءَ
علّامهء طباطبائى مُدّ ظلّه فرمايد :
هامش
( 1 ) « الميزان » ج 13 ، ص 425 و « فرهنگ قصص قرآن » ص 374 ؛ هر دو از قول أبو الكلام آزاد
( 2 ) آيه 96 و 97 ، از سورهء 21 : الانبياء