لِيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَيِّنَةٍ وَ يَحْيى مَنْ حَيَّ عَنْ بَيِّنَةٍ .
« 1 »
« براى آنكه هر كس كه بواسطهء معصيت و گناه به هلاكت رسد ، از روى حجّت و دليل باشد ؛ و هر كس كه بواسطهء اطاعت و حصول ثواب زنده ميگردد ، نيز از روى حجّت و دليل باشد . »
و به آيه كريمهء :
وَ لَوْ أَنَّا أَهْلَكْناهُمْ بِعَذابٍ مِنْ قَبْلِهِ لَقالُوا رَبَّنا لَوْ لا أَرْسَلْتَ إِلَيْنا رَسُولًا فَنَتَّبِعَ آياتِكَ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَذِلَّ وَ نَخْزى .
« 2 »
« و اگر ما ايشان را هلاك ميكرديم قبل از بيّنه و تمامى بيان و حجّت ، در مقام اعتراض بر آمده و مىگفتند : اى پروردگار ! چرا تو پيامبرى نفرستادى تا ما از آيات تو علم و اطّلاع حاصل نموده و متابعت آنها را بنمائيم پيش از آنكه عذاب تو به ما برسد و ما را دستخوش ذلّت و بدبختى قرار دهد ؟ »
و نيز به بسيارى از آيات كه در آنها لفظ « بيّنه » به كار رفته و عذاب خدا را در امّتهاى پيامبران گذشته منوط و مشروط به آن نموده است .
و نيز استدلال مىكنند به « حديث رَفع » و اصل اين حديث شريف در « خصال » « 3 » شيخ صدوق ، در باب التّسعة ؛ و در « اصول كافى » « 4 » در باب ما رُفعَ عَن الامَّة طىّ دو حديث ؛ و در
هامش
( 1 ) - قسمتى از آيه 42 ، از سورهء 8 : الانفال
( 2 ) - آيه 134 ، از سورهء 20 : طه
( 3 ) - « خصال » طبع حروفى ، ص 417
( 4 ) - « اصول كافى » جلد دوّم ، ص 462 و 463