و إجماع نمودهاند بر آنكه جميع تكاليف إلهيّه مشروط به علم و قدرت است ، و اين دو صفت را از شرائط عامّهء تكليف ميدانند ؛ بدين معنى كه اختصاص به بعضى از اوامر يا نواهى حضرت پروردگار ندارد ، بلكه در تمام تكاليف بايد در مكلَّفين اين دو شرط متحقّق باشد تا آنكه تكليف دربارهء آنها تحقّق يابد و يا منجّز گردد .
امّا دربارهء علم استدلال مىكنند اوّلًا به آيه كريمهء :
وَ ما كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولًا .
« 1 »
« روش و سنّت ما نيست كه عذاب كنيم مگر پس از آنكه پيامبرى را بفرستيم و حجّت را تمام كنيم . »
و به آيه كريمهء :
وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا بِلِسانِ قَوْمِهِ لِيُبَيِّنَ لَهُمْ فَيُضِلُّ اللَّهُ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ .
« 2 »
« و ما هيچ پيغمبرى را نفرستاديم مگر به زبان قوم خودش تا آنكه براى آنان روشن سازد ( أحكام و تكاليف و سنن و آداب و اخلاق و عقائد و توحيد را بيان كند ) و پس از بيان نمودن و اتمام حجّت ، خداوند افرادى را كه مخالفت كنند به ارادهء خود گمراه كند و افرادى را كه اطاعت نمايند به ارادهء خود هدايت فرمايد . »
و به آيه كريمهء :
هامش
( 1 ) - ذيل آيه 15 ، از سورهء 17 : الإسراء
( 2 ) - آيه 4 ، از سورهء 14 : إبراهيم