عَلَى قَلْبِنا ما فَتَحَ فَأفْلَحَ بِبَرَكَةِ مُتابَعَتِهِ وَ أنْجَحَ . » « 1 »
كلام علّامهء طباطبائى ( ره ) دربارهء لزوم اطاعت فرمان خدا
و نيز علّامه طباطبائى مُدّ ظلُّه در ذيل آيه شريفه در سورهء أعراف :
قالَ ما مَنَعَكَ أَلَّا تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُكَ قالَ أَنَا خَيْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنِي مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ
و مِن طِينٍ « 2 » فرموده اند :
وَ بِالْجُمْلَةِ هُوَ سُبْحانَهُ اللهُ الَّذى مِنْهُ يُبْتَدَى كُلُّ شَىْءٍ وَ إلَيْهِ يَرْجِعُ كُلُّ شَىْءٍ ، فَإذا خَلَقَ شَيْئاً وَ حَكَمَ عَلَيْهِ بِالْفَضْلِ كانَ لَهُ
هامش
( 1 ) « أسفار » طبع سنگى ، ج 1 ، ص 4 ؛ و طبع سربى ، ج 1 ، ص 11 و 12 : « همانا من از خداوند طلب آمرزش و عفو بسيار دارم از براى آنكه پارهاى از عمر خويش را به بررسى آراء متفلسفين و جدالهاى اهل كلام و نازك بينىهاى آنان و آموختن سخنان و شيوههاى بحثى آنان گذراندم ، تا اينكه سرانجام در پرتو فروغ ايمان و تأييد خداوند منّان دريافتم كه واقعاً قياسات آنها بى نتيجه و صراط آنها غير مستقيم است .
پس از آن زمام كار خويش را به خداوند و به فرستادهء بيم دهندهء بيم داده شده او سپردم ، و به آنچه به رسول الله رسيده بود تماماً ايمان آورده و تأييد نمودم . و در صدد جستجوى توجيه عقلى و روشى علمى براى فرمايشات رسول بر نيامدم ، بلكه پيروى از هدايت و اجتناب از نواهى او را پيشه خود ساختم همچنان كه حقّ تعالى فرموده :
« آنچه از دستوراتى كه پيامبر براى شما آورده است بگيريد و پيروى كنيد ؛ و آنچه را كه نهى فرموده دورى كنيد . »
تا آنكه خداوند گشايش قرار داد بر قلب ما آنچه را كه گشايش فرمود ؛ و رستگار شد به بركت اين دنباله روى از رسول و نجات يافت . »
( 2 ) آيه 12 ، از سورهء 7 : الاعراف : « خداوند فرمود كه : چه چيز مانع سجدهء تو ( ابليس ) بر آدم شد ، آنگاه كه ترا امر به سجده كردم . ابليس گفت : من از او برتر و بهترم ؛ چون مرا از آتش خلق نمودى و او را از گل آفريدى . »