از احساسات و عواطف و قواى عقليّه و گرايشهاى طبعى و مادّى و معنوى عنايت فرموده ، تا انسان به اختيار خود اين راه را طىّ كند .
اگر مقصودش از زندگى روى زمين شهوت رانى و غلبهء احساسات بر قواى عقليّه باشد و در نتيجه تجاسر و تجاوز به حقوق بنمايد ، نتيجهاش همين تمتّعات و لذائذ فانيه و غلبهء عواطف زائله و موقّته خواهد بود و بس ؛ و اگر روش خود را بر اساس منطق عقل معيّن كرده و پيوسته با آن نيروى عظيم و قادر ، احساسات خود را معتدل و از هر يك از آنها به قدر لازم و در موقع مقتضى بهره بردارى كند ، نتيجهاش نيز در نزد خداوند محفوظ و طبق همان اصل اصيل خداوند به او پاداش خواهد داد .
گفتار أبو ذر در علّت ترس از مرگ
در كتاب « جامع الاخبار » روايت مىكند كه مردى از أبو ذر غِفارى سؤال كرد : ما لَنا نَكْرَهُ الْمَوْتَ ؟ قالَ : لِانَّكُمْ عَمَّرْتُمُ الدُّنْيا وَ خَرَّبْتُمُ الآخِرَةَ ؛ فَتَكْرَهونَ أنْ تَنْتَقِلوا مِنْ عُمْرانٍ إلى خَرابٍ .
« چرا مردن براى ما ناپسند است ؟ أبو ذر در پاسخ گفت : به علّت آنكه شما دنياى خود را آباد نموده و آخرت خود را خراب كردهايد ؛ و البتّه بر شما ناگوار خواهد بود كه از محلّ آباد و معمور به محلّ خراب و ويران كوچ كنيد . »
قيلَ لَهُ : فَكَيْفَ تَرَى قُدومَنا عَلَى اللهِ ؟ قالَ : أمّا المُحْسِنُ فَكَالْغائِبِ يَقْدَمُ عَلَى أهْلِهِ ، وَ أمّا الْمُسىءُ فكَالآبق يَقْدَمُ عَلَى مَوْلاهُ .